عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
230
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
از او درخواهم تا استغفار كند از براي من و از براي تو . پس پيش پيغمبر آمدم و نماز شام گزاردم ، و پيغمبر صلّى الله عليه وآله نيز نماز شام را تمام كرد تا نماز خفتن را نيز بگذارد . بعد از آن برفت . پس من از پي رسول صلّى الله عليه وآله برفتم . چون آواز من بشنيد گفت : اين حذيفه است ؟ گفتم : بلي . فرمود : چه حاجت داري ؟ خدا بيامرزاد تو را و مادر تو را . به درستي كه اين فرشتهاي است كه هرگز به زمين نيامده است پيش از اين شب . دستوري خواست از خداي خود [ 123 ] كه سلام كند بر من ، و مرا بشارت دهد به آن كه فاطمه سيّده زنان اهل بهشت است ، و حسن و حسين سيّدان جوانان بهشتند . و در حقّ حسن و حسين ، ناصبيان بلاخلاف حديث نقل ميكنند . هر حديثي كه در حقّ اهل بيت ميشنيدند به تحريف و تغيير به خود نسبت ميدادند . يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ ( نساء : 46 ) ، لكن در اين صورت مفتري را عظيم سهو افتاده ، و جهل بر وي غالب بوده ، و ندانسته كه در بهشت پير نميباشد . ومشهور است كه اشجعيّه به خدمت رسول صلّى الله عليه وآله آمد ، و پيغمبر رسول صلى الله عليه وآله بر طريق لعب و ظرافت و حُسن خلق گفت : لايَدْخُلُ الْجَنَّةَ عَجُوز ؛ اشجعيه در گريه آمد . رسول صلّى الله عليه وآله فرمود : إنّي لأمزَحُ و لا أقولُ إلّا حقّا . يقول الله : إِنَّا أنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً فَجَعَلْنَاهُنَّ أبْكَاراً ( واقعه : 36 ) ، يعني : مزاح ميكنم ، و نميگويم الّا حقّ و راست . حق تعالي ميفرمايد : به درستي كه ايشان را پديد آريم و بيافرينيم ايشان را ، و بكر گردانيم ايشان را ؛ ومراد از زنان دنيا است كه در بهشت باز جوان ميشوند ، يعني پيران آنجا جوان ميگردند ؛ و از اين جا است كه رسول صلّى الله عليه وآله فرمودند كه : الحسن والحسين سيّدا شباب أهل الجنّة مِنَ الأوّلين و الاخِرين و أبوهما خيرٌ منهما ؛ و روي عن الرّسول أنّه قال : إنّ أهل الجنّة شبان كلّهم و انّه لايدخلها العجز ، يعني : حسن و حسين سيّدان جوانان اهل بهشتند از اوّلينان و آخرينان ، و پدر ايشان بهتر از ايشان است ؛ و روايت كردهاند از رسول صلّى الله عليه وآله كه وي فرمود : اهل بهشت همه جوانان باشند ، و پيران به