عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
228
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
نگفتي ، كما قال : زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُور [ بحار : 23 / 117 ] ، يعني : زراعت كردند بيسامان كاري را ، و آب دادند آن را فريفتن را ، و بدرويدند هلاك را ؛ و درحقّ ابوبكر گفت : وَ طَفِقْتُ أرْتَئِي بَيْنَ أنْ أصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ أوْ أصْبِرَ عَلَى طَخْيَةٍ عَمْيَاء ، يعني : در ايستادم ، انديشه ميكردم ميان آن كه حمله برم به دستي بريده ، يا صبر كنم بر ظلمتي نابينا . اگر وي افضل بودي بايستي حمله نبردي بر وي براي قتل او ، و حوالت زرع فجور و سقي غرور و حصد به ثبور بديشان نكردي . و نيز ابوبكر گفت : و لستُ بخيركم . اگر راست گفت ، ويفاضلتر از هيچ صحابه نبود ، و اگر دروغ گفت ، لايق امامت نميباشد . ومخالف ، وي را صاحب غار ميدانند . عبداللّه اريقط هم با وي شريك بود ، وجمّال رسول صلّى الله عليه وآله ، و دليلي ديگر با وي شريك بودند ، و با وجود اين كه ايشان به كلام رسول واثق بودند ، و جزعي نميكردند ، و استغاثتي نمينمودند الّا تسليم ، و نيز عليّ عليه السلام به ازاء آن ، صاحب فراش رسول بود ، و اين مرتبه زياده از آن است ، و اگر پدر [ 122 ] زن بود ، علي نيز داماد بود ، و برادر زن به أم هاني ؛ [ امهانى هيچ گاه همسر رسول الله نبود ! ] و رسول را هجده زن بودند از آن جمله يكي از ابوبكر بود ، و دختران ايشان از رسول فرزند نياوردند . نعوذ باللّه كه اگر چنين چيزي ميبودي كلّ واحدٌ منهم دعوي أنَا رَبُّكم الأعلي بكردندي ؛ مالاكلام است كه فرزند به حال پدر خبيرتر بود از ديگران ، اگر در ابوبكر صلاحيّتي ميبود ، محمّد بن ابي بكر با زهد و ورع و صلاحي كه داشت از وي تبرّا نكردي جهاراً عياناً . و اگر اين حديث صدق ميبود ، علي از بيعت وي شش ماه با جمله بني هاشم تقاعد نكردي ، و در مسجد در وقت شب - كما رواه ابن عبّاس - دعاي اللهم . . . . قريش نخواندي . و در كتاب ابن مردويه است : عن أبيذر غفاري قال : سمعتُ رسول الله يقول : فضل عليٍّ علي هذه الامّة علي أبيضها و أحمرها و أسودها و جِنّها و انسها