عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

213

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

شما بزرگ است ؛ و همچنين وَاسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ يعني : او را گفت : آمرزش خواه از براي گناه خود . القصّه ! چون رنج بر رسول مستولي شد ، نتوانست بيرون آيد . فرمود كه : مرا قوّت بيرون آمدن نيست براي جماعت . بگوييد كه تا مسلمانان از بهر خود نماز بكنند . پس عايشه بلال را بخواند و گفت : به پدر من بگو تا امامت بكند ؛ و حفصه جاريه را به عمر فرستاد كه تا نماز جماعت بگذارد الّا آن كه ابوبكر نيز محتال بود ، سبقت برد بر عمر و به مسجد آمد ، و چنان كه مخالف گويد نماز بامداد بود ، و در پيش ايستاد ؛ و چون آواز به گوش رسول رسيد برنجيد و گفت : كه وي را مقدّم بكرد ؟ عايشه غازيه گفت : من كردم‌يا رسول اللّه ! پيغمبر صلّى الله عليه وآله گفت : انكنّ لصُوَيحَبات يوسف ؛ و رسول به تكليف ، قوّت برخود كرد . برخاست و دستي بر دوش فضلِ عبّاس نهاد و دستي بر دوش عليّ و پايها به زمين كشان ميشد تا به مسجد در آمد ، و تنحنحي بكرد . چون ابوبكر آواز رسول بشنيد ، نماز را ببريد و باز پس آمد ، و در صف آخرين بايستاد ، و مردم نماز را ببريدند ، و رسول هيچ التفاتي نكرد به نماز او ، و نماز را از سر گرفت ، و ابوبكر از آن خاسر و خايب و شرمسار شد ؛ و فتوح ابن‌اعثم كوفي ناصبي از اين حال منبي است . و دليله قوله تعالي : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( حجرات : 1 ) يعني : اي آن كساني كه ايمان‌آورده‌ايد در پيش مداريد ، و مقدّم مكنيد بر خداي و رسول او ؛ و ابوبكر به زعم ناصبيان اينجا متقدّم شد . و دوّم : قوله تعالي : لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ ( حجرات : 2 ) يعني : آواز خود بر آواز پيغمبر بلند مداريد ؛ و اگر ابوبكر نماز كرده باشد به جماعت ، به زعم قدريان رافع صوت شده است بر فوق صوت رسول . و سيّم : قول رسول و عتاب او عايشه را به لفظ صُوَيحَبات يوسف . و چهار : نشايد كه رسول ، مردي پير را به امر ديني نصب كند و قبل از اتمام