عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
209
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
و اجماع محدّثان است كه از بهر رسول مرغي مَشويّ حاضر آمد . گويند كه ، امّايمن آورده بود . رسول آن را در پيش نهاد و گفت : اللّهم ائتِني بأحبّ خلقك إليك ليأكل معي هذا الطّير ، [ ذخائر العقبى : 61 ] يعني : بار خدايا ! پيش من آر دوستترين خلق خود را در درگاه تو تا اين مرغ را با من بخورد . عليّ عليه السلام سه كَرَت حاضر شد ، و انس اجازت نميداد و ميگفت : رسول عليه السلام در حاجتي است . عليّ عليه السلام به نوبت سيّم دست به سين انس باز نهاد و از در دور كرد و به خدمت رسول شد . رسول چون عليّ را بديد گفت : يا عليّ ! ما أبطأك ، چه درنگ كنندهاي ؟ چرا دير ميآيي ؟ عليّ گفت : يا رسول اللّههذه ثالثة و أنس يقول : أنّ رسولَ الله في حاجة ، يعني : اين نوبت سيّم است كه من آمدم ، و انس ميگفت كه : رسول خدا در حاجتي است [ 110 ] . رسول گفت : يا انس ! چرا چنين كردي ؟ گفت : يا رسول اللّه ! دعاي توميشنيدم ، خواستم كه اين احبّ الخلق شخصي باشد از انصار . رسول گفت : إنّ الرجل يُحبّ قومه ، يعني : به درستي كه مرد قوم خود را دوست ميدارد . اگر اين مفتري صدق بودي ، علي آنجا حاضر نشدي . انصاف بده كه كدام مردي باشد كه پيش فاسد فاجري بنشيند و گويد كه : من زن خود را دوست ميدارم ، خاصّه پيش فاجري چون عمرو عاص . . . به خدا كه اين كلمه را اگر . . . خرابات بگويد مردم به عيب كنند ، و خود نگويد ، و اين كلمه از قلّت غيرت و نزارت حميّت و از بي مردي باشد ، وخاصّه كه نفرت آرد از بساط نبوّت ، و مع ذلك رسول دائماً از دست عايشه و حفصه در رنج بود ، و چند كَرَت به سبب ايشان عتابهاي حق شنيد ، و سوره تحريم شاهد عدل اين حال ، و حق تعالي رسول را منع كرد كه رضاي اين دو زن نگاه ميدار . كما قال اللّه تعالي : تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أزْوَاجِكَ ( تحريم : 1 ) يعني : رضاي زنان خود ميجويي ؟ و رسول ماهى از ايشان اعتزال كرد ؛ و سوره نور ، بيّن ابن باب است ، زيرا كه رسول از منافقان به سبب عايشه چند سخنان موحش و فاحش بشنيد ، و اگر تفسير قرآن را