عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

200

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

فَوَالله ما يَدري عمر أصاب أم أخطا ، يعني : صواب كردي . اي پسر خطّاب ! عمر گفت : چه ميداني كه من صواب كردم يا خطا كردم ؟ واللّه كه عمر نميداند كه صواب كرده است يا خطا كرده . و عمرگفت : إنّني لأستَحيي مِنَ الله أن أُخالف أبابكر ، يعني : به درستي كه من شرم ميدارم از خدا كه خلاف ابوبكر كنم . عمر گفت : الكلالة ورثة غير الأولاد والأبوين و أبوبكر قال بخلافه ؛ و قضى فيها بمأة قضية ، يعني : عمر گفت : كلاله ميراث‌گيرانند جز از فرزندان و مادر و پدر ، و ابوبكر به خلاف اين بگفت و حكم كرد . ابوبكر در كلاله به صد گونه حكم كرد . عمر بايستي كه از حقّ شرم نداشتي ، خاصّه به صورتي كه بيند كه به خلاف دين و شريعت حكم ميرود ، ضرور است كه خداي تعالي صد حكم نكرده باشد . قال اللّه تعالي : وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً ( نساء : 82 ) . و ابوبكر امضاي قبال فدك فاطمه داد ، و عمر بازگرفت و بدريد ، و فاطمه در آن وقت گفت : مزّق الله بطنه ، يعني : خدا شكم او را بدراد و پاره كناد ؛ و ابوبكر نماز تراويح به تنها كردي ، و عمر به جماعت گزاردي ؛ و ابوبكر در نماز دست‌ها فروگذاشتي ، و عمر بر هم نهادي . و صاحب الراحه گفت : ابوبكر خير العمل گفتي ، و عمر الصلاة خير من النوم ميزد . چنان كه وقت نماز بود و عمرخفته بود . مؤذّن [ 105 ] بر بام خانه وي شد ، زيرا كه مسجد قاص [ : پر ] بود به مردم براي انتظار نماز جماعت ، و گفت : الصلاة خير من النوم . عمر بيدار شد و گفت : اين كه بود كه خيرٌ من النوم گفت ؟ گفتند : فلان كس بود . پس عمر گفت : لفظي خوش است . اين را در نماز بامداد سنّت گردانيد . ابوبكر حجّ متمتّع كردي ، و متعة النّسا را مباح دانستي ، و عمر اين جمله را حرام گردانيد و گفت : متعتان كانَتا علي عَهدِ رسول الله حلالَين فإنّى احرّمُهُما و أُعاقِبُ عليهما ، يعني : دو متعه كه متعه حج و متعه زنان باشد ، در زمان پيغمبر خدا حلال بودند ، و من آن‌ها را حرام ميكنم ، و عقوبت ميكنم بر آن هر كس