عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
196
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
يعني : من ميگذارم در ميان شما دو چيز بزرگ گران : كتاب خدا و عترت خود . مادام كه شما تمسّك به ايشان كنيد و دست بر ايشان زنيد هرگز گمراه نميشويد . و حديث اقتدوا دعويمدّعي است و بس ، و حديث معارض روايت شيعه ، و تصديق جمهور اهل سنّت . پس از اين جا معلوم شد كه اين حديث دلالت نميكند بر صحّت خلافت ايشان . في مناقب ابن مردوية عن أبي موسي الأشعري قال : أشْهَدُ أنَّ الْحَقَّ مَعَ عَلِيٍّ وَ لَكِنْ مَالَتِ الدُّنْيَا بِأهْلِهَا وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رسول الله صلى الله عليه و آله يَقُولُ لَهُ : يَا عَلِيُّ أنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ بَعْدِي مَعَكَ اللهم أدر الحق معه حيثُ ما دار [ بحار : 38 / 34 ] و فيه قال أبوموسي أيضا عن النبيّ صلى الله عليه وآله : لن يزال الحقُّ مَعَ عليّ و عليٌّ مع الحق لنيَختلفا و لن يَفترقا . يعني : در مناقب ابن مردويه است روايت از ابي موسياشعري كه او گفت : گواهي مىدهم كه حق با عليّ است ، و لكن دنيا اهل خود را بگردانيد و بچسپانيد ؛ و به حقيقت كه من شنيدم از رسول خدا كه ميگفت : اي علي ! تو با حقّي ، و حقّ بعد از من با تو است . بار خدايا ! بگردان حقّ را با علي هر جا كه عليّ ميگردد ، يعني پيوسته حقّ را با عليّ دار هر جا كه علي باشد . و در اين كتاب است روايت از ابو موسي كه وي روايت كرد كه : پيغمبر عليه السلام گفت : هميشه حقّ با عليّ باشد و عليّ با حقّ . از يكديگر جدا نشوند و خلاف يكديگر نكنند هرگز ، چون حق با اين مرد است . فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ ( يونس : 32 ) فهو الضلال و المفتري ، يعني : پس چه باشد بعد از حق مگر گمراهي ، و جز از راستي نباشد الّا باطل و ضلالت و آنچه به گمراهي رساند . پس او نيز گمراهي بود ، و دروغ بربافته . جواب آخر : ابوبكر نصّ كرد به امامت عمر ، و عمر با او شورا انداخت ، و عثمان بيهيچ كشته شد . چون در ميان ايشان مخالفتي ظاهر شد ، اقتدا به هر يكي نقيض اقتدا است به صاحب ديگر ؛ و عمر اشارت كرد به ابوبكر تا به خالد وليد زاني حدّ بزند كه با زن مالك بن نُوَيره زنا كرده بود ، وي محصن بود .