عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

185

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

كرد ، حق تعالي مانع شد از آن به افتراي ايشان . پس ابوبكر نيز مگر چون ابوطالب بود كه رسول وي را به دوستي نگرفت ؟ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ ( توبه : 71 ) يعني : مردان مؤمن و زنان مؤمنه ، بعضي از ايشان دوست بعضياند . اگر وي مؤمن بودي ، رسول وي را [ 96 ] به دوستي نگرفتي ؛ و قال الله تعالي : لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ( آل عمران : 28 ) ، يعني : حق تعالي فرمود : بايد كه نگيرند مؤمنان كافران را به دوست خود از غير مؤمنان ؛ و اهل عالم يا دوست رسول‌اند يا دشمن . چون دوستي باطل شد ، باقي نماند الّا دشمني . فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ ( يونس : 32 ) در كتاب نكت الفصول از عجلي اصفهاني و ابوبكر بن مردويه الاصفهاني وغيرهما گويند كه ، رسول صلى الله عليه وآله گفت : من أراد أن يحيى حياتي و يموت موتتي و يسكن الجنة التى وعدنى ربى فليتولّ عليّ بن أبي طالب عليه السلام فإنّه لن يخرجكم من هدى و لن يدخلكم فى ضلالة [ و ليقتد بالأئمة من بعده ، فقيل : يا رسول الله فكم الأئمة من بعدك ؟ فقال : عدد الأسباط ] . يعني : هر كه خواهد كه زندگاني كند همچون زندگاني من ، و بميرد همچون مردن من ، و ساكن شود در جنّت خلد ، آن كه وعده داده است مرا خداي من ، بايد كه تولّي به علي بن ابي طالب كند . به درستي كه او هرگز شما را از راه راست بيرون نياورد ، و هرگز شما را به گمراهي نبرد ؛ و اين نصّي است صريح كه حيات و ممات رسول به محبّت علي بود . و در مصابيح و ساير كتب احاديث وارد است كه رسول در حق حسن بن علي عليهما السلام گفت : اللهمّ إنّي أُحبّه فأحبِّ مَن يُحبُّه ، يعني : بار خدايا ! من او را دوست ميدارم ، پس تو دوست دار وي را ، و دوست دار آن كه وي را دوست دارد ، و حسن را به دوستي بگرفت . و هفت صحيح الشّان [ : صحاح سبعه ! ] و مصابيح و صحاح و غير آنها دليل‌اند كه رسول مؤاخات داد ميان ابوبكر و عمر ، و ميان طلحه و زبير ، و ميان عثمان و عبدالرّحمان ، و ميان علي و نفس خويشتن ، و سبب آن بود كه چون