عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
165
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
دارم ، وخبر داد مرا حضرت عزّت كه او ايشان را دوست ميدارد . راوي ميگويد كه : من گفتم : ايشان كيستند يا رسول اللّه ! فرمود كه ، علي از اين چهار كس است . بعد از آن پيغمبر صلى الله عليه وآله در روز دويّم و سيّم گفت كه : علي از ايشان است و مقداد اسود كندي و سلمان و ابوذر غفّاري . و روايت است از ابي نعيم حافظ اصفهاني كه ، پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود : چون روز قيامت باشد ، منبري بنهند كه درازي آن سي ميل بود [ و هر سه ميل يك فرسنگ باشد ] . بعد از آن منادي ندا كند از بطنان عرش كه كجا است محمّد حبيب خدا ؟ من جواب دهم . مرا گويند براين منبر رو . من بر آن منبر روم و بر بالاي وي باشم . بعد از آن منادي ، دوّم نوبت ندا كند كه كجا است وصيّ او عليّ بن ابي طالب ؟ پس علي را گويند براين منبر رو . پس او هم بر آن منبر آيد و نزديك من بايستد تا همه خلايق ميدانند كه محمّد سيّد پيغمبران است و علي سيّد وصيّان است . انس گفت : بعد از آن كه پيغمبر اين را فرمود ، مردي از انصار برخاست و گفت : يا رسول اللّه ! پس كه باشد كه علي را دشمن دارد ؟ پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود كه : اي برادر انصار ! از قريش وي را دشمن ندارد الّا مشركي ، و از انصار وي را دشمن ندارد الّا جهودي ، و از عرب وي را دشمن ندارد الّا حرامزادهاي ، و از ديگر مردمان وي را دشمن ندارد الّا بدبختي . و انتماء زهد جمله زهّاد و انتساب تقوا جمله متّقيان و صفاي جمله متصوّفه و عبادات جمله [ 84 ] متعبّدان اوّلًا و آخراً منسوب است به او ، و او مقدّم القدم بر كل ، و دليل بر اين آن كه علما و صلحا و زهّاد و اصحاب چون سلمان و ابوذر و ابن عبّاس و امثال ايشان جمله تلميذ و خدمتكار و مريد او بودند ، و التجاي ايشان با او بودي نه شيوخ آخر . گويند كه : ايشان اهل جنّتاند ، و رسول بشارت داد ايشان را به بهشت خلد به احاديث و روايات مختلفه در كتب ايشان . الاشكال عليه : در كتاب اربعيندر مناقب اميرالمؤمنين از تصانيف أخطب