عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
137
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
به خاطرت ميآيد كه من عمّ توام . سعيد مسيّب گفت ، گفتم : رسول خدا در ميان شما روز غدير خم برخاست ؟ گفت : آري . پيغمبر برخاست در ميان ما و دست عليّ بن ابي طالب گرفت و گفت : هر كس كه مولاي او منم ، عليّ مولاي او است . بار خدايا ! دوست دار هر كه وي را دوست دارد ، و دشمن دار هر كه وي را دشمن دارد ؛ و ابوبكر و عمر گفتند : تو گشتياي پسر ابو طالبمولاي هر مؤمن و مؤمنه . و در روايت عبداللّه بن بسر مازني صاحب پيغمبر چنان است كه وي گفت : پيغمبر خدا روز غدير خم به علي فرستاد و وي را بخواند و عمّامه بر سر وي بست و سر عمّامه ميان هر دو شانه وي فرود انداخت و فرمود كه : خداي من ، مرا همچنين فرمود روز خيبر و روز بدر كه فرشتگان عمّامه بدين طريق بر سر بسته بودند و سر دستار فرو گذاشته . بعد از آن دست وي را گرفت و اعتماد بر كماني عربي كرده گفت : اي مردمان ! هر كه من مولاي او ، علي مولاي او . دوست دارد خدا آن كه وي را دوست دارد ، و دشمن داراد خدا آن كه وي را دشمن دارد ؛ و اكثر كتب اخبار و تفاسير علماي اسلام بدين ناطق است كه رسول صلّى الله عليه وآله روز غدير ، دست عليّ گرفت تا به حدّي كه بياض ابط ، يعني رسول صلّى الله عليه وآله ظاهر شد ؛ و همچنين رسول صلّى الله عليه وآله روز حديبيّه دست علي گرفت چنان كه در نكت الفصول عجلي آمد و گفت : هذا أميرُ البررة و قاتلُ الكفرة ، منصورٌ من نَصَرَه و مخذولٌ من خَذَله ، يعني : اين امير مؤمنان است ، و كشنده كافران است . منصور است به آن كه وي را نصرت كرد ، و مخذول است به آن كه وي راخذلان كرد . اين و امثال اين نامحصور كه در كتب ايشان مثبت است هرگز به فخر باز نگويند و بر آن مباهات نكنند . الخبر العاشر : روايت ميكنند عن عروة بن الزبير قال : سألتُ عن عبدالله بن عمر عن أشدّ ما صنع المُشركون بِرَسُول الله صلّى الله عليه وآله ؛ قال : رأيت عُقبة بن أبي