عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )

78

اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

سخاوت و شجاعت و راست‌گويي و طهارت و پارسايي و حكمت . اهل بيت من كلمه تقوياند ، و راه‌هاي حق و راستياند ، و حجّت عظمي و عروة وثقياند ، و ايشان اولياي شمااند ، و من‌هر چه شما را بدان فرمودم از قول خداي من و خداي شما بود . آگاه باشيد كه هر كس را كه منم مولاي او ، پس علي مولاي او است . بار خدايا ! دوست دار هر كه وي را دوست دارد ، و دشمن دار و مخذول كن هر كه وي را مخذول كند ، و نصرت كن هر كه وي را نصرت كند . بعد از آن فرمود كه : خداي من وحي كرد به من سه بار كه : او سيّد مسلمانان است ، و امام متّقيان است ، وپيشواي قومي است كه ايشان را روز قيامت روي و دست و پاي نوراني بود از اثر وضو ، و ايشان را مىرساند تا به بهشت . به حقيقت كه رسانيدم آنچه حق تعالي مرا فرمود ، و اهل بيت خود را به شما سپردم ، و استغفار ميكنم از براي خود و شما . پس اي مؤمن صادق و اي فاسق منافق ! بيا و نظر كن به عين الاعتبار لا به عين الاغترار و الاكفهرار [ ترش رو شدن ] و الاصفرار الوجه و الاحمرار كه رسول صلّى الله عليه و آله به اصحاب چه گفت ؟ اوّل : در باب افتراء اخبار بر وي . دويّم : قبول خلق آن مفتريات ازايشان . سيّم : وعيد ظالمان عترت و سوء حال ايشان در آخرت . چهارم : چون روح پاك او به خلق او رسد انتقام اولاد و عداوت ايشان اظهار كنند . پنجم : كه امروز اين مكيده طبخ ميكنند و اين خديعه ساز ميدهند . ششم : كه به عقب سؤال سايل فرمود كه : چون چنين باشد ، متابعت سابقان عترت من كنيد ، يعني اميرالمؤمنين علي عليه السلام . آن چه با او رفت ، يعني با خاندان ، اگر به خدا كه هرگز مسلمي با هيچ يهودي يا نصراني نكند ؛ و امام معظّم شافعي مطّلبيگويد : شعر : [ بحار : 274 . 45 ] تَأوّب همّي و الفؤاد كئيب * و أرقّ نومي والرّقاد غريب