عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
65
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
اجماع بكردند براي تمزيق [ پاره پاره كردن ] قرآن . عجب كاري است و چه شوخ مردماند . إذا لم تستحيي فاصنع ما شئت ، يعني : چون شرم نداري از خدا و خلق ، هر چه ميخواهي بكن . هر روز به سبب اجماع ايشان ، ركني از اركان دين خراب ميشد ؛ و مع هذا هنوز بر آنند و خواهند بودن و تصديق آن كردن . الخبر السادس : روايت كنند كه رسول صلّى الله عليه و آله گفت : أحفظوني في أصحابي فإنّهم خيارُ أمّتي ، يعني : حقّ من نگاه داريد در اصحاب من كه ايشان گزيدگان امّت منند . الاشكال الواردُ عليه : اين حديث معارض است به حديث قضاعي ، روايةً عن الرّسول أنّه قال : احفظوني في عترتي ، فإنّهم خيار عشيرتي ، يعني : قضاعي در شهاب الاخبار [ ص 321 چاپ ارموى . به جاى « عشيرتى » « أصحابى » آمده است ] روايت مىكند كه رسول گفت كه : حقّ من نگاه داريد در عترت من كه ايشانگزيدگان قبيل منند ؛ و صحّت اين حديث مجمعٌ عليه شد از طرفين ، و حديث خصم به انفراد او است بدان ؛ و اگر اين حديث مطلق باشد ، حفظ معاويه لازم بود ، به سبب آن كه وي به مذهب خصم صاحب رسول است و كاتب وحي ، لكن روزي از روزهاي صفّين ، بيست و پنج تن بدريان را شهيد گردانيد و عمّار ياسر از ايشان بود . حقيقت است كه در وحي مُنزَل نبود كه به روزي بيست و پنج بدري را بكش ، و حُجر بن عدي را با پانصد تن بلكه اكثر از مرد و زن را بيگناه بكش و بسوزان ، بدان سبب كه ايشان [ 31 ] لعنت عترت رسول نميكردند و بدان رضا نميدادند و در آن باب اظهار كراهت ميكردند . و در آن وحي كه وي مينوشت اين نيز نبود كه حسن بن على عليه السلام را زهر بده و بكش ، و وصيّت به يزيد لعين كن به قتل حسين عليه السلام با هفتاد و سه تن نفس زكيّه از عترت رسول و اصحاب رسول و نهب مال ايشان و اسر اولاد اهل بيت عصمت رسول . بيشك كه اين فَعَله او در وحي مُنزَل نبود ؛ به زعم خصم نيز . پس وي