المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

471

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

عسكرى عليه السّلام نامه نوشتم و از آن بزرگوار تقاضا كردم تا دربارهء تنگى معيشت ما دعا كند ؟ آن حضرت در جوابم نوشت : راه و فرج به زودى نصيب تو خواهد شد و از ناحيهء فارس مالى به تو خواهد رسيد . عموزادهء من كه در فارس بود از دنيا رفت و پس از چند روزى مالى به من رسيد . 31 - از محمّد بن عبد العزيز بلخى روايت شده كه گفت : يك روزى من در بازار غنم نشسته بودم ، ناگاه ديدم كه امام حسن عسكرى عليه السّلام آمد ، قصد باب عامهء سرّمن‌رأى را داشت . من با خود گفتم : اگر صدا بزنم : آى مردم اين آقا حجّت خدا است ، او را بشناسيد مرا خواهند كشت ؟ همين‌كه آن بزرگوار نزديك من آمد و به آن حضرت نگاه كردم انگشت سبابهء خود را درب دهان خود نهاد و اشاره كرد : ساكت باش من بجانب حضرتش شتافتم ، پاى مباركش را بوسيدم . فرمود : آيا نه چنين است كه اگر تو آن صدا را مىزدى كشته ميشدى ؟ در آن شب شنيدم كه ميفرمود : يا تقيه يا قتل ، پس تقيه كنيد و نفسهاى خود را نگاه داريد ! . 32 - از ابو حمزهء خادم روايت شده كه گفت : چندين مرتبه از مولاى خودم امام حسن عسكرى عليه السّلام شنيدم كه با غلامهاى رومى خود به زبان رومى و با غلامهاى صقالبه با زبان صقلبيه « 1 » و با غلامهاى ترك به زبان تركى صحبت ميكرد من تعجب كردم با خود گفتم : امام عسكرى در مدينه متولد شده ، تا آن موقعى كه پدر بزرگوارش از دنيا رفت كسى را نديد ؟ ! . ناگاه ديدم آن حضرت متوجه من شد و فرمود : خداى تعالى

--> ( 1 ) صقالبه : گروهى هستند كه شهرهاى آنان بين بلغار و قسطنطنيه است - قاموس .