المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

455

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

گفتند : در آن موقعى كه ما مشغول عزادارى و سرگردانى بوديم ناگاه ديديم كه غلامى از اطاق اندرونى خارج شد ، بغلام ديگرى صدا زد : رياش اين رقعه را بگير و ببر خانهء امير المؤمنين بفلان شخص بده و بگو : اين رقعهء حسن بن على عليهما السّلام است . مردم براى اينكه ببينند چه خبر است گردن كشيدند . بعد از آن از صدر رواق خانه درى گشوده شد ، غلام سياهى خارج شد ، بعد از او امام حسن عسكرى با حالت حسرت‌زدگى خارج شد ، سر برهنه ، لباس‌ها پاره پاره ، عليه مبطنة بيضاء ، صورت آن حضرت بدون كم و زياد نظير صورت پدر بزرگوارش بود . فرزندان متوكل كه بعضيهاشان وليعهد بودند در آن خانه بودند ، تمام آنان بر سر پا ايستادند ، ابو محمّد موفق جلو پاى آن حضرت بلند شد ، امام حسن عسكرى نزد او رفت و با او معانقه نمود ، موفق گفت : يا بن عم خوش آمدى ، امام حسن ميان دو درب رواق نشست ، كليهء مردم در حضور آن حضرت بودند ، خانه نظير بازار پر از جمعيت شده بود . همين‌كه امام حسن وارد شد و نشست مردم همه سكوت اختيار كردند ، ما غير از عطسه و سرفه چيزى نمىشنيديم . كنيزى خارج شد كه براى امام على النقى عليه السّلام گريه ميكرد ، امام عسكرى عليه السّلام فرمود : در اينجا كسى نيست كه اين كنيز را از گريه ساكت كند ؟ يكى از شيعيان متوجه آن كنيز شد ، او داخل خانه گرديد . بعد از آن خادم ديگرى خارج شد و در مقابل امام عسكرى ايستاد ، امام عسكرى بلند شد و جنازهء امام على النقى را خارج كردند ، امام عسكرى دنبال جنازه حركت كرد تا جنازه را آوردند در آن