المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

451

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

وثوق بوده نقل كرده كه گفت : بين متوكل و بعضى از كارمندانش كه شيعه بود معامله‌اى برقرار شد . براى آن شيعه مشورتى كردند كه بايد مبلغ ( 70000 ) درهم بپردازد متوكل گفت : اگر آن شيعه فلان پسر خود را عوض اين مبلغ به من بفروشد از او بگيريد و او را آزاد نمائيد . آن مرد شيعه مىگويد : عبيد اللّه بن يحى كه وزير متوكل بود مرا خواست ، عبيد اللّه دربارهء من جوانمردى مىكرد ، دوست داشت كه مرا خلاص كند ، لذا جريان را براى من نقل كرد ، خوش‌حالى متوكل را بيان نمود ، عبيد اللّه به من دستور داد تا شهادت دهم كه پسرم را فروخته‌ام ، من قبول كردم ، رفتند شهود را آوردند كه از من تعهد بگيرند ، ولى من با خود گفتم : به خدا قسم كه من او را نفروخته‌ام بلكه او را پرورش داده‌ام ، مبادا كه اين موضوع شهرت پيدا كند و يك نفر شخص سركش مالك فرزند من شود ، اين كار براى من حرام است . وقتى كه شهود را با پسرم حاضر كردند و آن پسر اقرار كرد كه غلام زرخريد من است من بشهود گفتم : شاهد باشيد كه اين پسر در راه خدا آزاد است . عبيد اللّه اين جريان را براى متوكل نوشت . جواب آمد كه مرا با پنجاه رطل « 1 » بار و پنجاه رطل غل و زنجير در تنگ ترين جاها زندانى كنند . من كليهء فرزندان خود را نزد دوستان و برادران خود فرستادم تا آنان را از اين جريان اطلاع دهند بلكه آنان راجع بنجات دادن من فعّاليت نمايند . بعد از فرستادن آنان نامه‌اى

--> ( 1 ) رطل : دوازده اوقيه است ، اوقيه : به وزن چهل درهم است - قاموس .