المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
449
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
متوكل سوار شد و در بين ساختمانها گردش كرد ، وقتى كه بخانهء امام عليه السّلام رسيد ديد كه پايههاى آن بالا نرفته ، در غضب شد ، نزد عبيد اللّه بن يحى كه وزيرش بود قسم خورد و گفت : اگر من سوار شوم و پايههاى خانهء على بن محمّد عليهما السّلام بالا نرفته باشد حتما گردن آن حضرت را خواهم زد ، عبيد اللّه بن يحى گفت : يا أمير المؤمنين ! شايد امام على النقى در مضيقه باشد ( كه اين خانه را نساخته ؟ ) . متوكل دستور داد تا ( 20000 ) درهم براى امام بفرستند ، عبيد اللّه آن پول را بوسيلهء فرزند خود كه احمد باشد براى امام عليه السّلام تقديم كرد به پسر خود گفت : امام على النقى را از اين جريان اطلاع دهد ، احمد بحضور آن حضرت مشرف شد و او را از گفتههاى متوكل خبردار كرد امام عليه السّلام فرمود : اگر بجانب ساختمان سوار شود ( يعنى متوكل ديگر سوار نخواهد شد ) احمد بن عبيد اللّه نزد پدر خود مراجعت كرد و موضوعى كه امام فرموده بود براى او نقل كرد . عبيد اللّه گفت به خدا قسم كه متوكل بعد از اين سوار نخواهد شد . وقتى روز عيد فطر آن سالى كه متوكل كشته شد فرا رسيد متوكل به بنى هاشم دستور داد كه در جلو او در حال پيادگى حركت كنند ، منظور متوكل از اين عمل اين بود كه امام على النقى عليه السّلام هم به جهت او پياده حركت نمايد . بنى هاشم و امام عليه السّلام در حال پيادگى حركت كردند ، امام على النقى به يكى از دوستان خود تكيه كرد بنى هاشم بدور آن حضرت اجتماع كرده گفتند : آيا در اين عالم كسى نيست كه دعايش مستجاب شود ( بلكه دعا كند ) تا خدا بداد ما برسد ! .