المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

289

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

انتخاب نموديد عهدشكنى كرد و رفت ، آنگاه عده‌اى از آن مردم بلند شدند و گفتند : گرچه آن دو نفر عهد خود را شكستند ولى ما بيوفائى نخواهيم كرد . امام حسن عليه السّلام فرمود : من بين خود و شما معذورم ، با اينكه مىدانم كه شما هم باطن خوبى نداريد وعدهء من و شما در لشكرگاه من باشد كه در نخيله خواهد بود . آنگاه حضرت امام حسن عليه السّلام خارج شد و لشكرگاه خود را در نخيله برقرار كرد ، مدت ده روز در آنجا اقامت كرد ، از آن مردمى كه ميگفتند : ما بيوفائى نخواهيم كرد جز يك عدهء قليلى كسى نزد آن حضرت نيامد . لذا امام حسن عليه السّلام بكوفه مراجعت كرد و خطبه خواند ، پس از بجا آوردن حمد و ثناى خدا فرمود : عجب دارم از گروهى كه حياء و دين ندارند ، عجب دارم از گروهى كه هر كدام بعد از ديگرى پيمان‌شكن و بىوفايند ، به خدا قسم كه اگر من يارانى مىداشتم از براى اين امر ( خلافت ) قيام و نهضت ميكردم ، به خدا قسم كه شما ابدا چاره و عدلى با پسر هند جگرخوار و بنى اميّه نخواهيد ديد و به همين زودى شما را دچار بدترين عذاب خواهند كرد تا اينكه شما تمنا كنيد كه كاش غلام حبشى گوش بريده‌اى بر شما والى ميشد ، آفت و مرگ و فقر بر شما باد اى بندگان و غلامان دنياى بىارزش . بعد از آن امام حسن عليه السّلام پياده شد و فرمود : من از شما و آنچه را كه غير از خدا ميخوانيد كناره‌گيرى مىنمايم . پس عدهء كمى از شيعيان أمير المؤمنين عليه السّلام به جهت اينكه خون امام حسن عليه السّلام را حفظ نمايند از آن بزرگوار متابعت كردند . پسر هند جگرخوار ( معاوية بن ابو سفيان ) در زمان امامت