المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

264

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

نماز را بگويد خالد بن وليد با شمشير خود بلند شود ، ولى چون شجاعت و مردانگى على عليه السّلام را احساس كردند امام جماعت ( يعنى ابو بكر ) قبل از اينكه سلام آخرى نماز را بگويد ، گفت : آن دستورى كه من بخالد دادم مبادا كه آن را انجام دهد ، اقوال و قصص در اين باره همان است كه مورخين در جاى خود روايت كرده‌اند . [ فوت أبو بكر و خلافت عمر ] مدت دو سال و سه ماه و ده روز كه از امامت امير المؤمنين على عليه السّلام گذشت ابن ابو قحافه كه آزاد كردهء ابن عثمان بود از دنيا رفت و امر خلافت را به جهت عهد و پيمانى كه ما بين او و عمر بود براى عمر بن خطاب وصيت كرد . امير المؤمنين على عليه السّلام همانطور كه از ابو بكر كناره‌گيرى كرد از عمر نيز كناره‌گيرى فرمود ، هيچ‌وقت به او امرى نميكرد مگر راجع بموضوعى كه جز نهى از آن چاره‌اى نداشت . ولى عمر و تابعين او در خلال آن مدت دربارهء حلال و حرام خود از على بن أبي طالب عليه السّلام پرسش و استفتاء ميكردند ، راجع بحقايق قرآن و گفتار بدون اشتباه از وجود على عليه السّلام برخوردار بودند . بعد از دوازده سال و سه ماه و چند روزى كه از امامت على بن أبي طالب گذشت ابو لؤلؤ كه غلام مغيرة بن شعبه بود با خنجر مسموم خود عمر بن خطاب را از پاى درآورد ، عمر پس از سه روز از دنيا رفت [ شش نفرى كه نامزد خلافت شدند ] و امر خلافت را بعد از خود نامزد شش نفر كرد و گفت : آنان سزاوارترين مردمند براى امر خلافت ، اگر سالم غلام ابو حذيفه زنده بود من هيچ‌گونه شكى نداشتم در اينكه امر خلافت را بعد از خود گردنگير