المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

193

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

علماى يهود بقبيله‌هاى قريش ميگفتند : آن نور از عبد اللّه بن عبد المطّلب نيست بلكه آن نور نور حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله - كه پيغمبرى است و از پشت عبد اللّه در آخر الزمان خارج مىشود - خواهد بود ، آن حضرت پرستش بتها را تغيير ميدهد ، پرستش بت لات و عزّى را بر طرف و باطل خواهد كرد . وقتى كه قبيلهء قريش اين گونه مقاله را ميشنيدند غش ميكردند و چون از شهر شام مراجعت ميكردند در كفر خود عود مينمودند ، همان گفتگوهائى را ميكردند كه علماى يهود ميگفتند ، حضرت عبد اللّه در آن روز نيكوترين كليهء اهل زمان خود بشمار ميرفت ، زنان دشمنان نسبت به آن حضرت اظهار محبت و عشق ميكردند ، و آن بزرگوار در زمان خود دچار شد به آنچه كه يوسف صديق عليه السّلام در زمان خود از دست زليخا دچار شد . ساحرها گفتند : وقتى كه ما بر اين نورى كه در ميان دو چشم اين جوان است غالب نشويم ميترسيم كه علم و فالگيرى ما به زودى از ما گرفته شود ، ساحرها مىآمدند و خود را با مال زيادى به حضرت عبد اللّه عرضه ميكردند ( كه آن بزرگوار كارى كند كه سحر و جادوى آنان از بين نرود ) ولى حضرت عبد اللّه عليه السّلام ( از اقدام به اين عمل ) خوددارى ميكرد و ميفرمود : من بكلام و سحر شما راهى ندارم . حضرت عبد اللّه پدر خود عبد المطّلب را از عجائبى خبر ميداد ، روزى گفت : اى پدر ! من در خواب ديدم كه از مكه خارج شدم و ديدم كه دو نور از پشت من خارج گرديد ، يكى از آن دو نور مشرق را فرا گرفت و ديگرى مغرب را و آن نور به كمتر از يك چشم بهم