المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

126

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

بنفس خود ظلم كردم و اكنون با سليمان عليه السّلام تسليم پروردگار عالميان شدم ، و اسلام بلقيس نيكو شد . موقعى كه حضرت سليمان از امر بلقيس فارغ شد به بلقيس فرمود : مردى را از قوم خود انتخاب كن تا تو را به او تزويج نمايم ! و بلقيس را طبق انتخابى كه خودش كرد بشخصى كه ذو تبع نام داشت و پادشاه قبيلهء همدان بود شوهر داد و او را به يمن فرستاد ، ذو تبع پادشاه يمن بود تا آن موقع كه حضرت سليمان عليه السّلام قبض روح شد . راوى گويد : حضرت سليمان نشست و مشغول ( نظر كردن ) به اسبها شد كه براى بعضى از جنگها آماده باشند و آن اسبها آن حضرت را بطورى متوجه خودشان كرده بودند كه سليمان عليه السّلام از ذكر و تسبيح خدا غفلت كرد تا اينكه آفتاب غروب كرد و آن اسبها چهارده عدد بودند ، همين‌كه شب شد حضرت سليمان از اين غفلتى كه كرده بود پشيمان شد و گفت : اين اسبان مرا از ذكر و تسبيح پروردگار خودم بازداشتند ، پس دستور داد تا آن اسبها را پى كردند و گردن آنها را زدند . از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت شده كه فرمود : كشتن اسبان پيش خدا بزرگتر از ترك تسبيح بود . آنگاه انگشتر سليمان عليه السّلام از انگشتش افتاد و آن انگشتر حلقه‌اى از ياقوت قرمز بهشتى بود كه شكل تختى بر آن نقش شده بود ، سليمان آن انگشتر را به انگشت خود كرد تا اينكه سه مرتبه ( از انگشتش ) افتاد . آصف بن برخيا به حضرت سليمان گفت : اين انگشتر در مدت چهارده روز كه مطابق است با عدد اسبانى كه كشتى بدست تو نخواهد ماند ،