المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
105
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
را مستجاب كرد و آفتاب را تاخير انداخت ، همينكه آن زن ستارهشناس ( براى انجام وظيفه ) خارج شد حساب ستارهشناسى بر او مشتبه گرديد . آنگاه آن زن ببالق گفت : ببين يوشع بن نون چه منظور و قصدى دارد منظور و پيشنهاد او را تأمين و عطا كن زيرا كه حساب ستارهشناسى بر من مشتبه شده ، بالق گفت : كار ما با يوشع جز با قتال اصلاحپذير نخواهد بود ، پس با يوشع بقتال پرداختند و جمع كثيرى از أصحاب بالق با سرعتى كشته شدند كه قبل از آن آنطور كشته نشده بودند ، بالق پيشنهاد صلح كرد ولى يوشع قبول نفرمود كه صلح نمايد مگر اينكه آن زن ستارهشناس بيوشع تسليم شود ، آن زن گفت : مرا بيوشع تسليم نمائيد همينكه نزد يوشع آمد بيوشع گفت : آيا تو در بين آن وحى و دستورهائى كه خدا برفيق تو موسى عليه السّلام فرو فرستاد يافتهاى كه قتل زنان هم جزء آنها باشد ؟ يوشع عليه السّلام گفت : نه ، گفت : مگر منظور تو غير از اين است كه مرا بدين خود دعوت مىكنى ؟ فرمود : نه ، گفت : من داخل دين تو شدم آنگاه يوشع عليه السّلام آن زن را آزاد كرد . بعد از آن يوشع متوجه شهر ديگرى شد و پادشاه آن شهر كسى را نزد بلعم فرستاد و مىگفتند : بلعم اسم اعظم خدا را ميدانست و اين همان بلعم است كه خدا دربارهء او ميفرمايد : آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها « 1 » مؤلف گويد : از خدا ثبات ( ايمان ) ميخواهيم و ميخواهيم كه
--> ( 1 ) سورهء اعراف ، آيهء ( 174 ) يعنى : ما آيات خود را به او داديم ولى او خود را از آنها خارج كرد - مترجم .