شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

84

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

بارهء تغيير رنگ چهرهاش از او پرسيدم و به دو گفتم : تو را چنين نديده بودم . مرد گفت : من مردى نيرومند و زيبا را كه بر پيشانىاش آثار سجده وجود داشت ، در كربلا كشتم ، از آن زمان كه وى را به قتل رساندهام تا كنون هر شب او را در خواب مىبينم كه گريبانم را گرفته و مرا به سمت جهنم مىبرد و داخل آن مىافكند و همواره فرياد مىزنم و همهء مردم محلّهام صداى فرياد مرا مىشنوند . راوى مىگويد : اين خبر انتشار يافت ، يكى از زنان همسايهء اين مرد گفت : ما پيوسته صداى داد و فرياد او را مىشنويم كه خواب را از چشم ما ربوده است ، من بپاخاستم و با تعدادى از جوانان محل نزد همسر آن مرد رفتيم و ماجرا را از او جويا شديم . وى گفت : اكنون كه خود ماجراى خويش را برايتان بازگو كرده ، خداوند او را از رحمت خويش دور سازد ، وى [ ماجراى كربلا را ] به شما راست گفته ، راوى گفت : فردى كه به دست اين مرد در كربلا به شهادت رسيده ، عباس بن على عليه السّلام بوده است « 1 » . عبد اللّه بن على بن أبي طالب عليهم السّلام وى نزديك هشت سال پس از برادر خود عباس ، قدم به عرصهء وجود گذاشت . مادر مكرّمهاش فاطمهام البنين بود . عبد اللّه شش سال با پدر و شانزده سال با برادرش حسن و 25 سال عمر شريف خود را در كنار برادرش حسين عليه السّلام قرار داشت . به گفتهء مورّخان : آن‌گاه كه ياران امام حسين عليه السّلام و گروهى از خاندان آن بزرگوار به شهادت رسيدند ، عباس عليه السّلام برادران خويش را به ترتيب سن فرا خواند و بدان‌ها دستور داد و گفت : به ميدان كارزار بشتابيد ، نخست برادر تنى خود عبد اللّه را خواست و به دو فرمود : برادر ! به ميدان نبرد بشتاب ، تا تو را كشته ببينم و از آنجا كه

--> ( 1 ) . ابن شهر آشوب مناقب : 4 / 58 .