شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

82

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

أ مسند ذلك اللواء صدره * و قد قطعت منه يمنى و يسرى لثنّيت جعفر فى فعله * غداة استضم اللوا منه صدرا و أبقيت ذكرك فى العالمين * يتلونه فى المحاريب ذكرا و أوقفت فوقك شمس الهدى * يدير بعينيه يمنى و يسرى لئن ظل منحنيا فالعدى * بقتلك قد كسروا منه ظهرا و ألقوا لواه فلف اللواء * و من ذا ترى بعد يسطيع نشرا نأى الشخص منك و أبقى ثناك * إلى الحشر يدلج فيه و يسرى يعنى : آيا در حالى كه دست راست و چپش قطع شده بود ، آن پرچم را به سينهاش فشار داد . او كارى را كه جعفر طيّار انجام داد ، تكرار كرد ، آن روز كه در ميدان نبرد پرچم را با سينه برگرفت . ياد خويش را ميان جهانيان جاودان نهاد كه در محراب و منبر از آن ياد كنند . خورشيد هدايت ( حسين ) را بالاى سرت نگاه داشتى كه بر بالينت چپ و راست را مىنگريست . اگر كمرش خميده شد بدين جهت بود كه دشمنان با كشتن تو ، كمرش را شكستند . پرچم را از دست عباس افكندند و حسين عليه السّلام پرچم را پيچيد ، چه كسى بعد از تو مىتواند آن را به اهتزاز در آورد ؟ . جسم پاكت از ديده‌ها پنهان گرديد ولى مدح و ستايشت شب و روز تا قيامت پايدار ماند . من هرگاه نوحه‌سرايى فاطمهء ام البنين . كه أبو الحسن اخفش آن را در شرح كامل خويش آورده - ملاحظه مىكنم ، فوق العاده متأثّر مىشوم . وى مىگويد : أم البنين هر روز به اتفاق « عبيد اللّه » فرزند قمر بنى هاشم به بقيع مىرفت و براى آن حضرت نوحه‌سرايى مىكرد ، مردم مدينه از جمله مروان حكم براى شنيدن نوحه‌سرايى آن بانو ، گرد مىآمدند و از سوز و گداز آن نوحه‌سرايى مىگريستند ، آنجا كه مىفرمود : يا من رأى العبّاس كرّ * على جماهير النقد