شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

80

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

ناگهان حكيم بن طفيل طايى سنبسى « 1 » ضربتى بر دست راست آن حضرت وارد آورد و آن را جدا ساخت ، آن بزرگوار پرچم را با دست چپ گرفت و مىفرمود : و اللّه إن قطعتم يمينى * إنى احامى ابدا عن دينى يعنى : به خدا سوگند ! هر چند دست راستم را جدا ساختيد ، ولى من همواره از دين و آيينم دفاع خواهم كرد . زيد بن ورقاء جهنى ضربت ديگرى بر دست چپ آن حضرت زد و آن را از بدن جدا نمود ، آن بزرگوار پرچم را به سينه چسباند ، چنان كه عمويش جعفر طيّار زمانى كه در جنگ موته دست چپ و راستش را قطع كردند ، اين گونه عمل كرد . عباس عليه السّلام پرچم را با كمك سينه نگاه داشت و فرمود : أ لا ترون معشر الفجّار * قد قطعوا ببغيهم يسارى يعنى : آيا فاجران را نمىبينيد كه دست چپم را نيز از سر جفا و ستم جدا نمودند . مردى تميمى از تبار ابان بن دارم ، بر آن حضرت حمله كرد و با گرز ، ضربتى بر سر مبارك او فرود آورد و حضرت از اسب بر زمين افتاد و با صداى بلند فرياد زد : « برادرم ! مرا درياب » . ابا عبد اللّه عليه السّلام چون باز شكارى خود را بالين عباس رساند ، ديد دستان عباس از پيكر جدا و پيشانىاش شكافته و تير در چشم او فرو رفته و پيكرش مجروح است . خم شد و بالين سر برادر نشست و گريست تا روح عباس به ملكوت اعلى پيوست ، سپس به دشمن يورش برد ، از چپ و راست آنان را طعمهء شمشير مىساخت . سپاهيان دشمن چون بزغاله‌هايى كه از چنگ گرگ بگريزند ، از مقابل حضرت مىگريختند و امام فرياد مىزد : « شما برادرم را كشتهايد ، كجا مىگريزيد ؟ ! شما بازويم را جدا ساختهايد ، كجا فرار مىكنيد ؟ ! »

--> ( 1 ) . منسوب به « سنبس » ، تيرهاى از قبيلهء طى .