شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
75
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
ساخت . همراهان عباس عليه السّلام در اين فاصله با سپاهيان دشمن سخن مىگفتند تا اين كه عباس عليه السّلام سوار بر مركب به سرعت از راه رسيد و بدانها پيوست و فرمود : مردم ! ابا عبد اللّه عليه السّلام از شما درخواست مىكند كه امشب را به جايگاه خود بازگرديد تا در اين قضيه بينديشد ؛ زيرا در اين زمينه ميان شما و آن حضرت ، گفتگويى صورت نگرفته است . فردا ، بامدادان كه با يكديگر ديدار مىكنيم يا به خواستهء شما راضى مىشويم و به آن تن در مىدهيم و يا تمايل نشان نداده و آن را نمىپذيريم . راوى مىگويد : عباس عليه السّلام با اين سخنان مىخواست آن شب ، آنان را از رويارويى با حسين عليه السّلام بازگرداند تا حضرت دستورات لازم را صادر و سفارشات خويش را به اهل بيتش توصيه نمايد . به همين دليل امام حسين عليه السّلام به عباس فرمود : « يا أخى ! إن استطعت أن تؤخّرهم هذه العشيّة الى غدوة و تدفعهم عنّا لعلّنا نصلّى لربّنا الليلة و ندعوه و نستغفره ، فهو يعلم أنّى قد كنت احب الصلاة له و تلاوة كتابه و كثرة الدعاء و الاستغفار » . « برادر ! اگر توانستى امشب را تا فردا از آنان مهلت بگير و آنها را برگردان تا امشب براى خدا نماز بگذاريم و او را بخوانيم و به درگاهش استغفار نماييم ؛ چرا كه او مىداند من نماز ، تلاوت قرآن ، دعا و استغفار زياد را دوست دارم » . عباس عليه السّلام آنچه را امام فرموده بود به آنان گوشزد كرد : عمر سعد به شمر گفت : نظرت چيست ؟ شمر گفت : نظر تو چيست ؟ تو فرماندهء سپاهى و نظر ، نظر تو است . عمر سعد گفت : من تصميم دارم نظر ندهم . و سپس رو به مردم كرد و گفت : مردم ! نظر شما چيست ؟ عمرو بن حجّاج گفت : سبحان اللّه ! به خدا سوگند ! اگر اين افراد اهل ديلم نيز