شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
73
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
به ابن زياد نامه نوشت و ابن زياد در پاسخ وى كه آن را توسط شمر نزدش فرستاد و از او خواسته بود با حسين بجنگد و او را به اطاعت وادارد و يا از مقام خود كنارهگيرى كند و زمام امور را به شمر بسپارد ، عبد اللّه بن ابو المحل بن حزام بن خالد بن ربيعة بن عامر وحيد - پسر برادر ام البنين - بپاخاست و از عبيد اللّه بن زياد براى عباس عليه السّلام و برادرش امان نامهاى درخواست كرد و شمر نيز چنين درخواستى نمود ، عبيد اللّه نامهاى نوشت و آن را به عبد اللّه بن ابو المحل سپرد و او نامه را توسط غلامش كزمان نزد عباس و برادرانش فرستاد . وى نامه را به آنها رساند . وقتى بر مضمون نامه اطلاع يافتند ، به پيك گفتند : سلام ما را به دايى ما برسان و به دو بگو : ما نيازى به امان نامهء شما نداريم ، امان الهى برتر از امان پسر سميّه است و پيك بازگشت . راوى مىگويد : شمر روز عاشورا در برابر سپاه ايستاد و صدا زد : خواهرزادگانم كجايند ؟ ؛ عباس و برادرانش كجا هستند ؟ كسى به دو پاسخ نداد . امام حسين عليه السّلام بدانها فرمود : « هر چند وى فردى فاسق است ولى به او پاسخ دهيد » . از اينرو ، عباس عليه السّلام به سمت او رفت و فرمود : چه مىخواهى ؟ شمر گفت : خواهرزادگان ! شما در امان هستيد . عباس عليه السّلام به دو فرمود : لعنت خدا بر تو و امان تو ! اگر تو دايى ما هستى ، پس چرا به ما امان مىدهى ولى فرزند رسول خدا را امان نمىدهى ؟ برادران عباس نيز نظير سخنان آن حضرت را تكرار كردند و بازگشتند « 1 » . همچنين ابو مخنف و ديگران روايت كردهاند كه : عمر سعد روز نهم محرم بر سپاه خود فرياد زد : اى لشكريان خدا سوار شويد ! شما را به بهشت مژده باد ! سپاهيان سوار شده و به حركت در آمدند . اين حادثه پس از نماز عصر رخ داد ، در
--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 313 .