شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
66
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جرى شدهاند ؟ » . سپس اشك از چشمان مباركش جارى گشت و فرمود : « على الدّنيا بعدك العفا ؛ پس از تو اف بر اين دنيا ! » « 1 » . ابو مخنف و ابو الفرج از حميد بن مسلم ازدى روايت كردهاند كه گفت : گويى زنى را مىبينم با فرياد يا حبيباه ! يا بن اخيّاه ! اى عزيزم ! اى پسر برادرم ! از خيمه بيرون آمده است . پرسيدم : آن زن كيست ؟ گفتند : زينب دختر على بن أبي طالب عليه السّلام است . اين زن از راه رسيد و خود را بر پيكر على اكبر افكند . حسين نزد خواهر آمد و دست او را گرفت و به خيمه برد و خود بازگشت و به جوانان بنى هاشم فرمود : « احملوا أخاكم ؛ برادرتان را به خيمه ببريد » . آنان بدن نازنين على اكبر را حمل كرده و مقابل خيمهاش قرار دادند « 2 » . على اكبر در زمان شهادت ، داراى فرزند نبود . بأبى أشبه الورى برسول * اللّه نطقا و خلقة و خليقة قطعته اعداؤه بسيوف * هى أولى بهم و فيهم خليقة ليت شعرى ما يحمل الرهط منه * جسدا أم عظام خير الخليقة يعنى : پدرم به فدايش ، در گفتار و اخلاق و شمايل ، شبيهترين مردم به رسول خدا بود . دشمنانش او را با شمشير پاره پاره كردند ، در صورتى كه خودشان به اين كار سزاوارتر بودند . اى كاش ! مىدانستم جمعى كه جنازهء على را حمل مىكنند ، پيكر پاكش را مىبرند يا استخوانهاى بهترين آفريده خدا را حمل مىكنند .
--> ( 1 ) . همان : 115 ؛ لهوف 167 . ( 2 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 331 ( با اندكى تفاوت در برخى كلمات ) .