شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
49
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
آتش كشيد تا دشمن از پشت خيمهها حملهور نشود . عمر سعد نيز سپاه خود را كه در آن روز تعدادشان به سى هزار تن مىرسيد ، آراست ؛ جناح راست آن را به عمرو بن حجّاج ، و جناح چپ را به شمر بن ذى الجوشن سپرد و عزرة بن قيس « 1 » را به فرماندهى سواره نظام و شبث بن ربعى را بر پيادگان گمارد و پرچم را به « دريد » يا « ذويد » غلام خويش سپرد « 2 » . وقتى امام عليه السّلام به سپاه دشمن نگريست ، دستهايش را به دعا برداشت و عرضه داشت : « اللهم أنت ثقتى فى كل كرب ، و أنت رجائى فى كل شدّة ، و أنت لى فى كل أمر نزل بىثقة و عدّة ، كم من هم يضعف فيه الفؤاد و تقل فيه الحيلة ، و يخذل فيه الصديق ، و يشمت فيه العدوّ ، أنزلته بك و شكوته إليك رغبة منّى اليك عمّن سواك ، ففرّجته عنّى و كشفته ، فأنت ولىّ كل نعمة و صاحب كل حسنة ، و منتهى كل رغبة » . « 3 » « خدايا ! تو در هر غم و اندوه ، پناهگاه و در هر پيش آمد ناگوارى مايهء اميد من ، و در هر حادثهاى سلاح و ملجأ من هستى ، آنگاه كه غمهاى كمرشكن بر من فرو مىريخت و دلها در برابرش آب و راه هر چارهاى در برابر آن مسدود مىگشت ، از غمهاى جانكاهى كه با ديدن آنها ، دوستان دورى جسته و دشمنان ، زبان به شماتت مىگشودند ، به پيشگاه تو شكايت آورده و از ديگران قطع اميد نمودهام ، تو بودى كه غم و اندوهم را بر طرف ساخته و از ميان بردى ، تو صاحب هر نعمت و آخرين مقصد و مقصود من هستى » . پس از آن امام عليه السّلام مركب خويش را خواست و سوار بر آن شد و با صداى بلند فرمود : « يا أهل العراق - و جلّهم يسمع - اسمعوا قولى و لا تعجلوا حتى أعظكم بما يحق
--> ( 1 ) . در ارشاد ، « عروة بن قيس » آمده است . ( 2 ) . ارشاد : 2 / 95 . ( 3 ) . همان .