شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
36
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
حضرت نامه نوشتند مىتوان حبيب بن مظهّر ، مسلم بن عوسجه ، سليمان بن صرد « 1 » ، رفاعة بن شدّاد « 2 » ، مسيّب بن نجبه « 3 » ، شبث بن ربعى « 4 » حجّار بن أبجر « 5 » ،
--> ( 1 ) . وى از سران شيعه و توابين است كه در « عين الورده » به شهادت رسيد . ( 2 ) . او از توابين شيعه است كه در جنگ يمانيان در كوفه شركت جست ، شنيد مردم شعار خونخواهى عثمان را سر مىدهند بر آنان تاخت و به قلب سپاه دشمن فرو رفت و شمشير ميان آنان گذاشت و اين رجز را مىخواند : انا ابن شدّاد على دين علىّ * لست لعثمان بن أروى بوليّ يعنى : من فرزند شدادم و آيينم دين على است و محبت عثمان بن أروى را به دل ندارم . وى همچنان مبارزه كرد تا به شهادت رسيد . و در ماجراى كفن و دفن ابو ذر در ربذه ، همراه مالك اشتر از او ياد شده است . ربذه از آبادىهاى مدينه به مسافت سه روز راه و نزديك منطقهء ذات عرق در راه حجاز قرار دارد ، كسانى كه از مسير منطقهء فيد ، آهنگ مكه نمايند از آنجا عبور مىكنند و قبر ابو ذر رضوان اللّه عليه در آن سامان واقع است ( معجم البلدان : 3 / 24 ؛ ابن اثير ، كامل 4 / 235 ) . ( 3 ) . وى از موقعيت و مقامى برخوردار بوده و در عين الورده ، به شهادت رسيده ، از رفتن او به همراه جمعى ديگر به سرزمين كربلا جلوگيرى به عمل آمد و به اتفاق گروهى از جمله مختار به زندان افكنده شدند . ( 4 ) . او فرزند حصين تميمى رياحى و بنا به نقل دارقطنى ، مؤذّن سجاح پيامبر دروغين بوده و سپس اسلام آورده و به جمع ياران امير المؤمنين عليه السّلام پيوست و پس از جنگ صفّين به خوارج گراييد ! پسرش « عبد القدوس » معروف به « ابو هندى » شاعرى ملحد و بادهگسار بود و نوهاش صالح پسر عبد القدوس نيز كفر پيشه كرد و مهدى عباسى او را به جرم بىدينىاش كشت و بر پل بغداد آويخت ( ر . ك : تهذيب الكمال : 2 / 352 ؛ تقريب التهذيب : 1 / 344 ؛ معارف ابن قتيبه : 405 ) . ( 5 ) . وى از شهرتى برخوردار بود ، پدرش ابجر مسيحى و بر همان آيين ، در كوفه از دنيا رفت ، مسيحيان به خاطر آيين او و مسلمانان به خاطر فرزندش وى را تا جبّانه ( گورستان ) تشييع كردند ، عبد الرحمن بن ملجم از كنار آنها عبور كرد و پرسيد : اين جنازهء كيست ؟ او را در جريان گذاشتند وى گفت : لئن كان حجّار بن ابجر مسلما * لقد بوعدت منه جنازة أبجر و إن كان حجّار بن أبجر كافرا * فما مثل هذا من كفور بمنكر فلو لا الذي أنوى لفرقت جمعهم * بأبيض مصقول الغرارين مشهّر يعنى : اگر حجّار پسر ابجر ، مسلمان باشد بايد از جنازهء ابجر دورى كند » . و اگر حجار بن ابجر كافر باشد ، اين گونه اقدام از يك كافر بعيد نيست . اگر نيتى كه دارم در بين نبود ، جمعيت آنان را با شمشير صيقلى خود پراكنده مىساختم . ابن ملجم با شمشيرى كه حمايل داشت تصميم به شهادت رساندن امير المؤمنين عليه السّلام را داشت .