شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
267
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
شمشير خود برايش قبرى حفر كرد و بدن عزيزش را به خاك سپرد . و نيز سر سرافراز حرّ رياحى كه بنى تميم از جدا كردن آن جلوگيرى كردند و جسم شريفش را از ساير شهدا دور ساختند و همان گونه كه ملاحظه كرديد ، يكى از پادشاهان ، به نبش قبر وى پرداخت و سرش را با دستمال ، بسته مشاهده كرد . در غير سرزمين كربلا سر مقدس حضرت مسلم بن عقيل و هانى بن عروه كه در كوفه به شهادت رسيدند ، از پيكرشان جدا و همان گونه كه پى برديد ، قبل از ماجراى كربلا ، به شام فرستاده شدند . ج - غير از افراد خاندان ابو طالب ، يارانى كه ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام را همراهى مىكردند و يا رهسپار كوى آن بزرگوار شده بودند ، خانوادههاى خود را همراه نداشتند ؛ زيرا كسانى كه از مدينه با حضرت آمده بودند به جهت بيم از دشمن ، براى خانوادهء خود احساس امنيت نمىكردند و آنان كه در مسير راه و در كربلا حضور آن بزرگوار شرفياب شدند ، از ترس دشمن ، به طور پنهانى خود را به حضرت رسانده بودند . تنها سه تن از ياران امام عليه السّلام به اتفاق خانوادههاى خود خدمت حضرت رسيده بودند : 1 - جنادة بن حرث سلمانى : وى با خانوادهء خويش حضور يافت و خود به امام پيوست و خانوادهاش را به خانوادهء امام عليه السّلام ملحق گرداند . پس از شهادت جناده همسرش به فرزند او عمر فرمان داد به يارى امام حسين عليه السّلام بشتابد . عمر نزد امام آمد و از آن حضرت اجازهء ميدان خواست . امام به دو رخصت نداد و فرمود : « وى نوجوانى است كه پدرش در ميدان كارزار به شهادت رسيده ، شايد مادرش از ميدان رفتن او نگران باشد » . نوجوان عرضه داشت : اتفاقا مادرم به من چنين دستور داده است . از اين رو ، امام عليه السّلام به او اجازهء ميدان داد .