شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

252

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

بنا به روايت ابو مخنف ، آن‌گاه كه سپاهيان دشمن براى نبرد با امام حسين عليه السّلام گرد آمدند ، عمر سعد ، عبد اللّه بن زهير بن سليم ازدى را بر تيرهء مدينه ، اسد بن عبد الرحمن بن ابو سبرهء جعفى را بر تيرهء مذحج ، كندة بن قيس بن اشعث را بر تيرهء ربيعه و كنده ، حرّ بن يزيد را بر تيرهء تميم و همدان فرماندهى داد و عمرو بن حجّاج را بر جناح راست سپاه و شمر بن ذى الجوشن را بر جناح چپ آن گمارد و عزرة بن قيس را به فرماندهى سواره نظام و شبث بن ربعى را به فرماندهى پياده نظام تعيين كرد و درفش را به غلامش « 1 » « دريد » يا « ذويد » سپرد . همهء اين افراد در جنگ با امام حسين عليه السّلام شركت جستند ، غير از حرّ كه به امام پيوست و در ركاب آن بزرگوار به فيض شهادت نايل گشت . به گفتهء ابو مخنف : زمانى كه عمر سعد سپاه خود را به پيش راند ، حرّ خطاب به او گفت : خداوند تو را به سلامت بدارد ! آيا واقعا مىخواهى با اين مرد بجنگى ؟ ابن سعد گفت : آرى ، به خدا سوگند ! جنگى كه دست كم ، سرها پرتاب شود و دست‌ها از بدن بيفتد . حرّ گفت : آيا به پذيرفتن هيچ يك از پيشنهادات وى راضى نشديد ؟ گفت : به خدا سوگند ! اگر من كارهاى بودم ، آن‌ها را مىپذيرفتم ، ولى امير شما حاضر به انجام چنين كارى نيست . حرّ جلو آمد تا خود را از جمعيت به كنارى كشيد ، قرة بن قيس رياحى نيز او را همراهى مىكرد . حرّ به قرّه گفت : امروز اسبت را آب دادهاى ؟ قرّة گفت : خير . حرّ گفت : نمىخواهى آن را آب بدهى ؟ قرّه مىگويد : به خدا سوگند ! من تصور كردم حرّ تصميم دارد از سپاه فاصله

--> ( 1 ) . در تاريخ طبرى ، « ذويد » وارد شده .