شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

246

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

مىدهم . راوى گفت : حرّ به پشت سر نگاهى كرد ولى كسى را نيافت ، با خود گفت : خدايا ! من كه درگير جنگ با حسينم ، پس اين مژده چيست ؟ او باور نمىكرد اهل بهشت باشد . زمانى كه به امام حسين عليه السّلام پيوست ، ماجرا را با امام در ميان گذاشت . حضرت فرمود : « لقد أصبت أجرا و خيرا ؛ تو در حقيقت به پاداش ، خير و سعادت دست يافتهاى » . ابو مخنف از عبد اللّه بن سليم و مذرى بن مشمعل اسدى روايت كرده كه گفتند : با حسين عليه السّلام همراه بوديم ، حضرت در منزل شراف ، اتراق فرمود و به ياران خويش دستور داد بيش از حد متعارف ، تدارك آب ببينند ، سپس بامدادان حركت كرد و تا نيمروز راه پيمودند . ناگهان يكى از سپاهيان تكبير گفت . امام عليه السّلام فرمود : « اللّه اكبر ! لم كبّرت ؟ خدا بزرگتر از آن است كه وصف شود ، چرا تكبير گفتى ؟ » . عرضه داشت : چشمم به درختان خرما افتاد . عبد اللّه و مذرى گفتند : ما در اين منطقه هرگز درخت خرما نديدهايم . امام عليه السّلام فرمود : « فما تريانه رأى ؟ ؛ به نظر شما او چه ديده است ؟ » . عرض كرديم : احتمالا گردن‌هاى اسبان به نظرش آمده است . حضرت فرمود : « و انا و اللّه أرى ذلك ؛ به خدا ! من نيز آن‌ها را مشاهده مىكنم » . سپس فرمود : « أما لنا ملجأ نجعله فى ظهورنا و نستقبل القوم من وجه واحد » . « آيا در اين نزديكىها محل ايمنى وجود دارد ، آن را پشت سر خود قرار دهيم و تنها از يك جبهه با دشمن رو به رو شويم » . عرض كرديم : آرى ؛ هست . منطقهء ذو حسم سمت چپ شما قرار دارد ، مىتوانيد بدان جا تغيير مسير دهيد و اگر موفق شويد براى رسيدن به آنجا بر دشمن پيشى بگيريد ، به هدف خود ، رسيدهايد . از اين رو ، حضرت به سمت چپ تغيير مسير داد . ديرى نپاييد كه گردن‌هاى اسب‌ها به خوبى پديدار شد و آن‌ها را مشاهده مىكرديم . مسير خود را از آن‌ها تغيير داديم و آنان نيز به سمت ما تغيير