شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

233

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

حميرى و ديگر تاريخ‌نگاران نيز آن‌ها را يادآور شدهاند : يا فرو قومى فاندبى * خير البريّة فى القبور و أبكى الشهيد بعبرة * من فيض دمع ذى درور و إرث « 1 » الحسين مع التفجّع * و التأوّه و الزفير قتلوا الحرام من الأئمة * فى الحرام من الشهور و أبكى يزيد مجدّلا * و ابنيه فى حرّ الهجير متزملين دماؤهم * تجرى على لبب النحور يا لهف نفسى لم تفز * معهم بجنّات و حور يعنى : اى فرو ! بپاخيز و براى آن بهترين آفريده‌ها [ حسين ] كه در قبر آرميده ، آه و ناله آغاز كن . براى آن شهيد گريه كن ؛ گريهاى كه اشكش از سر چشمهء ديدگان چون سيلاب از رخسار جارى شود . بر حسين مرثيه‌سرايى كن ، مرثيهاى همراه با آه و فغان . چرا كه اين امام محترم را در ماه محترم به شهادت رساندند . بر ابن ثبيط عبدى به خون آغشته و براى دو پسرش كه در گرماى سوزان آفتاب به روى خاك افتادند ، گريه كن . بر آغشته‌گانى كه با جامهء خون ، خويشتن را پوشانيدهاند ، از بدن آن‌ها خون حمايل وار بر سينه و گردن جارى است . دريغا بر خودم ! كه به همراه آنان به بهشت و حوريان دست نيافتم . عامر بن مسلم عبدى بصرى و غلامش سالم عامر ، از شيعيان بصره بود و به اتفاق غلامش سالم ، براى ديدار با حسين عليه السّلام به يزيد بن ثبيط پيوستند ، زمانى به كربلا رسيدند كه جنگ درگير شده بود ، آن دو به مبارزه پرداختند و در ركاب امام حسين عليه السّلام به شرف شهادت نايل آمدند و در اشعار

--> ( 1 ) . نسخهء اصلى چنين است ولى صحيح : و إرثى است .