شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
223
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
اين گونه رجز مىخواند . ان تنكرونى فأنا ابن كلب * حسبى ببيتى فى عليم حسبى إنّى امرؤ ذو مرّة و عصب * و لست بالخوّار عند النكب إنّى زعيم لك ام وهب * بالطعن فيهم مقدما و الضرب يعنى : اگر مرا نمىشناسيد بدانيد من فرزند ( قبيلهء ) كلبم ، افتخارم همين بس كه از خاندان عليم هستم . منم مردى قدرتمند و سر سخت كه به هنگام سختىها ناتوان نخواهم بود . اى ام وهب ! در برابرت متعهد مىشوم كه با نيزه و شمشير بر آنان ضربه وارد سازم . راوى مىگويد : ام وهب همسر عبد اللّه ، عمود خيمهاى بر گرفت و به سمت شوهر شتافت و صدا مىزد : پدر و مادرم فدايت ! در راه فرزندان پاك محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مبارزه نما . عبد اللّه به سوى همسر آمد تا او را نزد زنان بازگرداند ، ولى ام وهب دامان لباس وى را گرفت و مىگفت : تا در كنار تو جان ندهم هرگز از تو دست بر نخواهم داشت ، ولى چون قبضهء شمشير خونآلود ، از دست راست عبد اللّه جدا نمىشد و انگشتان دست چپش قطع شده بود ، قادر نبود همسرش را بازگرداند ، از اين رو ، امام حسين عليه السّلام به سمت ام وهب آمد و فرمود : « جزيتم من أهل بيت ( بيتى ) خيرا ، ارجعي رحمك اللّه إلى النساء فاجلسى معهن فإنّه ليس على النساء قتال » . « در راه حمايت از اهل بيت من به پاداش نيك نايل شويد ، خدا تو را مشمول رحمت خويش قرار دهد ، به سوى زنان در خيمهها بازگرد و در كنار آنان بياسا ؛ زيرا جهاد از زنان برداشته شده است » . ام وهب به خيمهها نزد زنان بازگشت « 1 » .
--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 321 ( با تفاوتى اندك و كاستى در برخى كلمات ) ؛ ارشاد : 2 / 101 .