شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
214
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
شيخ طوسى و ديگران گفتهاند : محمد بن سنان زاهرى كه از امام رضا و امام جواد عليهما السّلام روايت نقل كرده ، از نوادگان زاهر است كه در سال 220 بدرود حيات گفت « 1 » . بشر بن عمرو بن احدوث حضرمى كندى بشر ، از اهالى حضرموت و از قبيلهء كنده و از تابعين به شمار مىآمد . فرزندان او در تاريخ جنگها معروف بودهاند . وى از جمله كسانى بوده كه قبل از آغاز جنگ ، حضور ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام شرفياب شد . داوودى مىگويد : روز دهم محرم كه فرا رسيد و جنگ در گرفت ، به بشر كه در حال جنگ بود ، گفته شد : پسرت عمرو ، در مرزهاى رى ، به اسارت در آمده است . وى در پاسخ گفت : او ، و خود را نزد خدا به ذخيره مىنهم ، دوست ندارم او اسير شود و من پس از او زنده بمانم . امام حسين عليه السّلام سخنان وى را شنيد و به دو فرمود : « رحمك اللّه أنت فى حل من بيعتى ، فاذهب و اعمل فى فكاك ابنك » . « خداوند تو را مشمول رحمت خويش گرداند ، من بيعتم را از تو برداشتم ، اكنون مىتوانى به روى و براى آزادى فرزندت اقدام نمايى » . عرض كرد : اى ابا عبد اللّه ! درندگان مرا زنده زنده طعمهء خويش سازند اگر از تو جدا شوم . حضرت فرمود : « فأعط ابنك محمدا - و كان معه - هذه الأثواب البرود يستعين بها فى فكاك أخيه » . « بنا بر اين ، اين پارچههاى برد را به پسرت محمد - كه همراه پدر بود - بسپار تا به وسيلهء آنها
--> ( 1 ) . نجاشى ، رجال : 328 ، شمارهء 888 ؛ ر . ك : رجال شيخ طوسى : 101 و معجم رجال الحديث 16 / 151 .