شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
191
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
طبرى « 1 » ، زمانى كه معقل بن قيس ، موفق به كشتن « خريت » شد ، يزيد بن مغفل ، در جناح راست سپاه وى حضور داشت . مرزبانى در معجم الشعراء گفته است : يزيد بن مغفل خود ، از تابعين و پدرش از ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده است . صاحب خزانه نقل كرده است : وى در مسير آمدن امام حسين عليه السّلام از مكه ، حضرت را همراهى مىكرد و امام عليه السّلام او را به اتفاق حجّاج جعفى نزد عبيد اللّه بن حرّ « 2 » فرستاد كه در بيان حالات حجّاج بدان پرداختيم . به نقل مقاتلنگاران و سيرهنويسان : روز دهم محرم كه جنگ درگير شد ، يزيد بن مغفل براى مبارزهء با دشمن خدمت امام حسين عليه السّلام شرفياب شد و از او اجازهء ميدان خواست . حضرت به او اجازه فرمود . وى در حالى كه اين رجز را مىخواند به پيش تاخت : أنا يزيد و أنا ابن مغفل * و فى يمينى نصل سيف منجل أعلو به الهامات وسط القسطل * عن الحسين الماجد المفضل يعنى : منم يزيد فرزند مغفل كه تيغهء شمشيرى براق در كف راست دارم . در ميان اين گرد و غبار سرها را پرتاب مىكنم و دشمن را از حسين والاتبار ، دور مىسازم . و سپس به مبارزه ادامه داد تا شربت شهادت نوشيد . مرزبانى در معجم خويش آورده است : زمانى كه جنگ به اوج خود رسيد ، يزيد بن مغفل در حالى كه اين رجز را مىخواند به ميدان شتافت . إن تنكرونى فأنا بن مغفل * شاك لدى الهيجاء غير أعزل و فى يمينى نصل سيف منصل * أعلو به الفارس وسط القسطل
--> ( 1 ) . كامل : 4 / 292 . ( 2 ) . خزانة الأدب : 2 / 158 .