شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

185

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

سپس سوارانى كه از على حمايت مىكردند ، جولان داده و به حركت در آمدند ، ولى نافع آنها را از ياران خويش دور ساخت . يحيى بن هانى بن عروهء مرادى « 1 » مىگويد : پس از آنكه نافع ، على بن قرظه را مجروح ساخت ، سواران به جولان پرداختند و نافع در حالى كه اين رجز را مىخواند ، بر آن‌ها يورش برد و شمشير ميان آنان گذاشت : إن تنكرونى فأنا ابن الجملى * دينى على دين حسين بن علىّ يعنى : اگر مرا نمىشناسيد ، من فرزند جملىام ، دين و آيينم همان دين حسين بن على است . مزاحم بن حريث به نافع گفت : من بر دين و آيين فلانى هستم . نافع در پاسخ گفت : تو بر آيين شيطانى و سپس با شمشير بر او حمله كرد . مزاحم قصد فرار داشت ولى شمشير نافع او را دريافت و به هلاكت رسيد . عمرو بن حجّاج بر سپاه خود فرياد زد : آيا مىدانيد با چه كسانى مبارزه مىكنيد ؟ ! هيچ يك از شما به هماوردى آنان بيرون نرود . به گفتهء ابو مخنف : نافع ، نام خود را بر نوك پيكان تيرهاى مسمومش نوشته بود و آنها را به سمت دشمن شليك مىكرد و مىگفت : أرمى بها معلمة أفواقها * مسمومة تجرى بها أخفاقها ليملأن أرضها رشاقها * و النفس لا ينفعها إشفاقها يعنى : تيرهايى را پرتاب مىكنم كه نشانهدار است و زهرآگين و شتابان . اين تيرهاى سخت ، زمين را پر خواهد كرد و نفس از ترسيدن سود نمىبرد . وى دوازده تن از سپاه عمر سعد را به غير از زخمىها به هلاكت رساند و با تمام شدن تيرهايش ، شمشير كشيد و بر آنها حمله كرد و اين رجز را مىخواند : أنا الهزبر الجملى * أنا على دين علىّ يعنى : من شير جملىام و بر دين و آيين على هستم .

--> ( 1 ) . به شرح حال او در تهذيب الكمال : 32 / 18 با شمارهء 6936 مراجعه شود .