شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
167
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
سيف بن حارث بن سريع بن جابر همدانى جابرى و پسر عمويش مالك بن عبد اللّه بنى جابر ، تيرهاى از همدانيان تشكيل مىدادند . سيف و مالك جابرى پسر عمو و برادران مادرى يكديگر بودهاند . اين دو بزرگوار به اتفاق شبيب غلامشان خدمت امام حسين عليه السّلام رسيده و به سپاه حضرت وارد و به او پيوستند . گفتهاند : اين دو در روز دهم محرم زمانى كه بىكسى و تنهايى امام حسين عليه السّلام را ديدند ، گريه كنان حضور وى رسيدند . امام عليه السّلام به آنها فرمود : « أى ابني أخوىّ ما يبكيكما ؟ فو اللّه إنى لأرجو أن تكونا بعد ساعة قريرى العين » . « اى پسران برادرم ! چرا گريه مىكنيد ؟ به خدا سوگند ! آرزومندم لحظاتى ديگر چشمتان روشن گردد » . عرض كردند : خداوند جانمان را فدايت كند ! نه ، به خدا سوگند ! ما براى خود گريه نمىكنيم ، گريهء ما بدين جهت است كه شما را در محاصرهء دشمن مىبينيم و بيش از جان خود چيزى براى دفاع از شما در دست نداريم . حضرت فرمود : « جزا كما اللّه يا ابنى أخوىّ عن وجد كما من ذلك و مواساتكما إيّاى أحسن جزاء المتّقين « 1 » » . « برادرزادگانم ! خداوند در مورد اظهار علاقه و همراهى شما با من ، بهترين پاداش پرهيزكاران را به شما عنايت فرمايد » . ابو مخنف مىگويد : اين دو ، با امام عليه السّلام در گفتگو بودند كه حنظلة بن اسعد پيش تاخت و به پند و موعظهء سپاهيان دشمن پرداخت . او پس از پند و موعظه بر دشمن يورش برد و با همان كيفيتى كه قبلا يادآور شديم ، به درجهء شهادت رسيد . سپس سيف و مالك براى رفتن به ميدان بر يكديگر پيشى مىگرفتند ، متوجّه ابا عبد اللّه عليه السّلام شده و عرضه داشتند : السّلام عليك يا بن رسول اللّه ! و امام عليه السّلام
--> ( 1 ) . كامل : 4 / 72 .