شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

145

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

ابو خالد ، عمرو بن خالد اسدى صيداوى وى ، يكى از شخصيّت‌هاى برجستهء كوفه و از ارادتمندان خالص اهل بيت عليهم السّلام به شمار مىآمد . ابو خالد در كنار مسلم دست به قيام زد تا آنكه كوفيان به دو خيانت ورزيدند و چارهاى جز مخفى شدن نديد . زمانى كه از شهادت « قيس بن مسهّر » اطلاع يافت و پى برد كه وى اعلان نموده حسين عليه السّلام در منطقهء « حاجر » ، به سر مىبرد ، به اتفاق غلامش سعد و مجمّع عائذى و پسرش و جنادة بن حارث سلمانى ، به سوى حضرت حركت كرد و پسرى نوجوان از نافع بجلى با اسب خود به نام « كامل » در پى آنان راه افتاد و آن را يدك مىكشيدند و طرمّاح « 1 » بن عدى طايى را كه براى خريد لوازم خانوادهاش به آنجا آمده بود ، به عنوان راهنماى خود انتخاب كردند . طرمّاح آنان را از بيراهه حركت داد و به دليل اينكه مىدانستند راه‌ها بسته است ، به سرعت هر چه تمامتر طى مسير نمودند تا به نزديكى ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام رسيدند ، طرماح بن عدى ، عوض آواى شتران ، برايشان اين اشعار را مىخواند : يا ناقتى لا تذعرى من زجرى * و شمّرى قبل طلوع الفجر بخير ركبان و خير سفر * حتى تحلّى بكريم النجر الماجد الحرّ رحيب الصدر * أتى به اللّه لخير أمر ثمة أبقاه بقاء الدهر يعنى : اى شتر من ! از زجر ضربه‌هايم ناراحت مباش ، مرا قبل از سپيدهء صبح به مقصد برسان . با بهترين سواران و در بهترين سفرها ، تا مرا به مردى برسانى كه بزرگى و كرامت ، در

--> ( 1 ) . نام مردى طايى غير از عدى بن حاتم طائى ، سخاوتمند معروف است ؛ زيرا فرزندان عدى الطرفات در جنگ‌هاى امير المؤمنين عليه السّلام در ركاب حضرت به شهادت رسيدند و عدى پس از آن‌ها بىآنكه فرزندى داشته باشد ، از دنيا رفت و بدين جهت مورد نكوهش قرار مىگرفت . وى گفت : كاش هزار تن مانند اين پسرها داشتم كه در ركاب على عليه السّلام آنان را تقديم بهشت مىكردم .