شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
13
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
داشتند . سخنان تك تك ياران ابا عبد الله الحسين ، و رجزهاى ايشان كه به خوبى در اين اثر جمعآورى شده ، قابل مطالعه و دقت فراوان است . آرى ، آنان ثابت كردند كه عابدان شب در مكتب علوى ، فاطمى و حسينى ، همان شيران روز در ركاب امام عشقاند ؛ ديانت ، خلوص ، پيروى از امام حسين عليه السّلام ، پايمردى و شجاعت بىنظيرشان در كنار عبادت و عبوديّت پروردگار ، اين رادمردان هميشهء تاريخ را از برجستهترين شهداى جاى گرفته در بهشت قرار داده است . اصحاب امام ، شهداى فضيلتند و امام در حق ايشان چه زيبا فرمود كه : « من اصحاب و يارانى بهتر از ياران خود و اهل بيت و خاندانى باوفاتر وظيفهشناستر از اهل بيت خويش ، سراغ ندارم » . سخن ناگفته دربارهء ياران امام عليه السّلام بسيار است و اين واژگان هستند كه توان عنوان آن صفات برجسته و ممتاز را ندارند . در جبههء باطل نيز سخنانى رد و بدل شد ؛ آنجا سخن از بىوفايى و روبهصفتى بود . خويش را سرزنش كردن و همديگر را متهم كردن و مورد عتاب قرار دادن كه مگر تو نامه ننوشتى ؟ ، مگر تو امضا كنندهء دعوتنامه نبودى ؟ و بالاخره اينكه براى رسيدن به مطامع دنيوى چون گرگان گرسنه در كمين يكديگر مىنشستند ( نظير شمر و عمر سعد لعنة اللّه عليهما ) . به راستى عاشورا يعنى آينهء تمامنماى ارزشها ، استقامتها ، ايثارها و شجاعتهاى بىنظير . و هر چه بر عمر بشر افزوده مىشود ، پيامهاى عاشورا بيشتر جلوه مىكند . حقيقتا پيروز اين ميدان ، كسانى بودند كه امروز و هر زمانى ، نامشان با عظمت برده مىشود . فاتح ميدان كارزار كربلا ، تفكّر و تربيت توحيدى امام حسين عليه السّلام و يارانش بود ؛ آنچه براى استكبار جهانى و صهيونيزم بين الملل قابل تحمّل نيست ، همان روحيهء شهادت طلبى و عشق به شهادت است كه سلسله جنبان آن ، سالار شهيدان سيد الشّهداء عليه السّلام است . كاش ! بشريّت امروز ، پيام عاشورا را به گوش جان مىشنيد . كاش ! پيروان تمام