شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

123

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

تربيت و پرورش او همت گماشت و پس از رحلت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با فاطمه و فرزندان « 1 » آنان به سر مىبرد . برخى ، وى را از شاهزادگان غير عرب دانستهاند كه به رسم هديه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اهدا شد و سپس با امير المؤمنين عليه السّلام به سر مىبرد و در نخلستان‌هاى حضرت به كار اشتغال داشت . به گفتهء مبرّد در كامل ، حديث معروفى كه از امير المؤمنين عليه السّلام در استخراج چشمهء آب و وقف و نگاهدارى آن رسيده ، از ابو نيزر نقل شده است . خلاصهء روايت از زبان ابو نيزر ؛ وى مىگويد : من در مزرعه‌هاى ابو نيزر و بغيبغه ، مشغول كار بودم كه على عليه السّلام نزدم آمد و به من فرمود : چيزى براى خوردن دارى ؟ عرض كردم : غذايى دارم كه امير المؤمنين آن را نمىپسندد ، از كدوهاى مزرعه ، غذايى تهيه كرده و آن را با روغنى معمولى پختهام ، فرمود : همان را برايم بياور . حضرت بپاخاست به سمت جوى آبى كه در آنجا بود ، رفت و دستان مباركش را شستشو داد و از آن غذا تناول فرمود و مجددا به سوى جوى آب رفت و دستانش را با ماسه شست تا آن‌ها را تميز كرد و سپس دستش را بر شكم خود روى لباس ماليد و آن را خشك كرد و فرمود : كسى كه به واسطهء سير كردن شكمش وارد دوزخ شود خدا او را از رحمت خويش دور مىسازد و سپس كلنگ را به دست گرفت و داخل قنات رفت و مشغول حفر آن شد و آب به كندى خارج مىشد ، حضرت از كانال قنات بيرون آمد و عرق پيشانىاش را با انگشتان مباركش پاك كرد و دوباره نفس زنان به حفر قنات پرداخت ، اين بار ، آب به سان گردن شتر ، جريان يافت ، حضرت فورا بيرون آمد و فرمود : خدا را گواه مىگيرم كه اين قنات ، صدقه به شمار مىآيد و سپس نوشت : « هذا ما تصدّق به عبد اللّه علىّ امير المؤمنين ، تصدّق بالضّيعتين على فقراء

--> ( 1 ) . كامل : 3 / 207 ؛ معجم البلدان : 4 / 175 .