السيد الخوئي ( مترجم : الشيخ جعفر السبحاني )
52
مرزهاى اعجاز ( فارسى )
از آنجا كه نبوت پيامبران گذشته محدود به زمان معينى بوده از اين نظر حكمت الهى ايجاب مىكرد كه گواههاى آنان نيز محدود به همان زمان باشد . و چنين گواههايى براى اثبات نبوت در زمانهاى محدود كافى است . گروهى كه معجزات پيامبران را با ديدگان خود مشاهده كرده بودند ، آنها را براى افراد ديگر به صورت « تواتر » نقل مىكردند و حجت خدا را بر آنها تمام مىساختند . امّا شريعت و آيين جاودانى ، بايد معجزهاى جاويدان و فناناپذير داشته باشد تا در تمام ادوار بر صدق و راستگويى آورنده آن گواهى دهد ، زيرا معجزهاى كه از نظر زمان و مكان محدود گرديده و عمر آن كوتاه باشد ، براى نسلهاى بعدى قابل درك نيست . چه بسا با
--> پيشرفت او ، وضع ايمان آورندگان به وى ، ايمان او به گفتههاى خود ، استقامت و بردبارى وى در نشر آيين خود ، مبارزه او با خرافات و افسانهها ، و . . . همهء اينها در صورت اجتماع مىتوانند عالىترين سند براى صدق گفتار او باشند . نخستين كسى كه از اين راه به صدق نبوت پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم پى برد قيصر روم بود . هنگامى كه نامه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به وى رسيد وى از جمعى كه همگى از بازرگانان مكه بودند خصوصيات زندگى و نحوهء تبليغ او ، و اوضاع گروندگان به وى را استفسار نمود ، و در آن مجلس صريحا اعتراف كرد كه اگر پاسخهايى را كه شنيده است صحيح باشد قطعا نويسنده نامه ، پيغمبر خاتم و موعود تورات و انجيل است و ما شرح جريان را در كتاب « فروغ ابديت » نگاشتهايم . براى اطلاع بيشتر به تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 277 مراجعه شود . مترجم .