السيد الخوئي ( مترجم : الشيخ جعفر السبحاني )

35

مرزهاى اعجاز ( فارسى )

را با دلايل استوار و معجزات روشن ثابت نموديم ، ممكن نيست به ما دروغ ببندد و اگر به فرض محال چنين كارى انجام داد او را با قدرت و شدت مىگيريم و رگ قلب او را مىزنيم زيرا سكوت ما در برابر دروغ‌هاى او امضاى گفته او است ، و سبب مىشود كه حق و باطل به هم آميخته گردد . همانطور كه ما بايد شريعت را در آغاز كار از دستبرد نااهل حفظ كنيم و معجزه را در اختيار دروغگو نگذاريم ، همچنين در مرحله بقا و ادامه ، بايد از آن حراست نماييم و از دروغ بستن پيامبرى كه در آغاز كار ، نبوت او را تصديق نموده‌ايم ، جلوگيرى كنيم . * * * دلالت معجزه بر صدق گفتار مدعى نبوت ، مبنى بر اين اساس است كه داورى عقل را در حسن و قبح امور بپذيريم امّا فرقهء « اشاعره » كه اصل مزبور را انكار مىنمايند و عقل را از درك حسن و قبح امور عاجز و ناتوان مىدانند ، طبعا باب لزوم تصديق پيامبران را به روى خود مىبندند و راهى براى تميز حق و باطل باز نمىگذارند و اين خود از نتايج غير صحيح ، انكار حسن و قبح عقلى است . زيرا معجزه در صورتى دليل بر صدق ادعاى آورندهء آن مىشود كه داورى عقل را در اين مسأله بپذيريم كه قبيح است خداوند معجزه را در اختيار دروغگو بگذارد ، ولى اگر فرض شود كه عقل از درك قبح اين مطلب عاجز و ناتوان است ، ديگر كسى نمىتواند راستگو را از