السيد الخوئي ( مترجم : الشيخ جعفر السبحاني )
32
مرزهاى اعجاز ( فارسى )
او كم نمىكند ، محال و ممتنع است . و يا خواهان راهنمايى او مىباشد ولى بر اين كار توانايى ندارد ، و نتيجهء اين فرض عجز و ناتوانى است كه در حق خداى قادر و توانا ، قابل تصور نيست . بنابراين خداوند بايد بشر را با بيان تكليف و وظايف ، به سوى كمال راهنمايى كند ، و پر واضح و روشن است كه تكاليف الهى را بايد مبلّغى ( پيامبر ) از جنس بشر كه از جانب او برانگيخته شده باشد بيان نمايد تا بندگان را بر همه وظايف اعم از پنهان و آشكار ، آگاه سازد . و حجت خدا را بر آنها تمام كند لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ . پيامبران بايد داراى معجزه باشند بديهى است نمايندگى از جانب خدا ، از جمله مقامات ارزندهاى است كه طبعا مدعيان زيادى پيدا مىكند ، و كسانى به هوس مىافتند كه خود را دارندهء آن منصب معرفى نمايند ، هر چند شايستگى آن را نداشته باشند و در نتيجه راستگو و دروغگو ، راهنما و گمراهكننده ، با يكديگر اشتباه مىشوند و مردم در تشخيص « نبى » واقعى از « متنبى » دروغگو دچار حيرت مىگردند . از اين نظر پيامبران واقعى بايد با دليل و گواه روشنى مجهز شوند تا راستگويى و امين بودن آنان در تبليغ از جانب خدا ، مبرهن و ثابت گردد .