السيد الخوئي ( مترجم : الشيخ جعفر السبحاني )
29
مرزهاى اعجاز ( فارسى )
زندگانى « مسيلمه » كه مدعى نبوت بود نقل شده است كه وى در مقام اعجاز ، آب دهان خود را در چاه آب افكند ، كه آب آن زياد شود ولى نتيجهء خلاف گرفت و آب چاه يكباره فرو نشست ، و نيز دست خود را به عنوان بركت بر سر و صورت برخى از كودكان قبيله « بنى حنيفه » كشيد . ناگهان گروهى دچار كچلى شده و برخى لكنت زبان پيدا كردند . « 1 » هنگامى كه مدعى ، يك چنين گواه رسوايى بياورد ، هرگز بر خدا لازم نيست كه معجزه او را باطل كند ، زيرا عمل او براى اثبات بىپايه بودن ادعاى وى ، كافى است و در اصطلاح به آن معجزه نمىگويند . * * * همچنين معجزه در صورتى گواه بر صدق گفتار مدعى است كه از قلمرو تعليم و مسائل فكرى و نظرى بيرون باشد ، بنابراين اعمال جادوگران و شعبدهبازان و يا كسانى كه بر اثر اطلاع از يك سلسله اسرار دقيق علمى ، كارهاى خارق العادهاى را انجام مىدهند معجزه نيست ، اگر چه يكى از مناصب الهى را ادعا كنند و اين عمل را شاهد صادق گفتار خود قرار دهند ، و بر خدا لازم نيست كه معجزهء آنها را باطل نمايد ، زيرا علوم نظرى و فكرى ، داراى قواعد استوارى است كه
--> ( 1 ) . تاريخ كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 138 .