السيد الخوئي ( مترجم : الشيخ جعفر السبحاني )
110
مرزهاى اعجاز ( فارسى )
ابو لهب عموى پيامبر را به خاطر كفر و عناد ، از حوزهء خويشاوندى طرد نمود . صفحات زندگانى پيامبر اسلام بر اين مطلب شاهد گويايى است او در دوران زندگى پر افتخار خود هرگز با حسب و نسب و ساير امورى كه در آن عصر به آن افتخار و مباهات مىشد ، افتخار نكرد ، بلكه او به جاى ترويج از موهوم پرستى ، مردم را به توحيد و خداشناسى و اعتقاد به سراى ديگر و اتحاد و اتفاق دعوت نمود ، و در پرتو آن توانست بر قلوب ملتى كه كارش افتخار به خاندان و قبيله بود ، و دلهايى مملو از عداوت و نفاق داشتند ، حكومت كند و آن چنان احساسات آنها را كنترل نمايد كه باد كبر و نخوت را از دماغ آنها خارج سازد ، و درخت اخوت را در اجتماع آنان آن چنان پرورش دهد و بارور سازد كه رئيس ثروتمند قبيلهاى ، حاضر شود دختر خود را به مسلمانان تهيدستى كه انتساب به قبيله معروفى نداشت بدهد . « 1 » * * *
--> ( 1 ) . نمونه آن ازدواج جويبر با دختر زياد بن لبيد است كه از ثروتمندان و اشراف مدينه بود ، او به دستور رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم دختر خود « ذلفا » را در عقد جوان سياهى كه از نظر قيافه و نسب و ثروت چندان تعريفى نداشت ، درآورد ، ثقة الإسلام كلينى در كافى ، ج 5 باب 21 ، ص 339 - 343 ، حديث 1 ، داستان او را به طور مشروح نقل كرده است .