ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

470

قصص الانبياء ( فارسى )

بازدارى و بخداى بگروى و اين خلقان را عقوبت نكنى و بر بت پرستيدن ندارى « 1 » . و بگذارى ايشان را تا آن را سجده كنند كه ايشان را آفريده است و روزيشان مىدهد . ملك گفت مر جرجيس را كه اين بت را سجده كن و اگر نه ترا عقوبت فرمايم . جرجيس ] b 332 [ گفت كه من سجده مران را كنم كه مرا و ترا آفريده و جملهء خلقان را ، و اين هفت آسمان معلّق مطبّق را پر از نجوم و انوار ، و اين زمين پر ازهار و اشجار و انهار ، و اين همه را آفريدگار و كردگار اوست ، و اين همه در ملك اوست . ملك گفت اگر چنين است كه تو مىگوى كار تو بهتر ازين بودى و اين مردمان كه بت مىپرستند بايستى كه از گرسنگى بمردندى بلكه همه توانگرانند و ايشان را چندين مالست . و چند كس را از آن منعمان و توانگران نام « 2 » بگفت . يكى طويشان و ديگر فيمون وشاش و ديگر چند كس را نام برشمرد . پس گفت اينها [ را ] چندين چيزها و مالست « 3 » . اكنون خداى تو ترا چه داده است و او را خود چيست ؟ جرجيس گفت اين همه جهان خود مراست و اين خواستها كه شما داريد خداى من داده است شما را و جملهء جهان را . نگر تا بخواسته غرّه نشويد كه اين دنيا و متاع دنيا فرداى قيامت هيچ سود نخواهد كردن و منفعت نخواهد داشتن ، مكر گرويدن بخداى عزّ و جلّ و طاعت كردن و بر خلق او رحمت و شفقت كردن . و خداى را بندگان بودند كه ايشان مرده زنده كردند چون عيسى بن مريم صلوات اللّه عليه ، و بودند كه از دريا بگذشتند چون موسى بن عمران صلوات اللّه عليه ، و بودند كه آتش ايشان را نسوخت چون ابراهيم صلوات اللّه عليه كه او را در آتش انداختند و خداى تعالى آتش بر وى سرد گردانيد . بنده چنين بايد ] a 432 [ كه ايشان بودند و با اين همه افعال و كردار نيكو شب و

--> ( 1 ) - نفرمايى . ( 2 ) - بنام . ( 3 ) - ايشان چندين چيزها دارند .