ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

18

قصص الانبياء ( فارسى )

بدين سبب او را منع كرد . سؤال - چه معنى بود كه زلّت آدم را هم در بهشت نيامرزيد و توبه‌اش نپذيرفت ؟ جواب - حق تعالى گفت يا آدم اينجا زلّت كردى ، اگر هم اينجا عذر خواهى و توبه‌ات بپذيرم ، يكى را آمرزيده باشم . پس به دنيا رو تا قيامت با فرزندان بياى و صد هزاران را با خود بيار تا همه را بيامرزم ، تا كرم من ] a 8 [ عالميان را معلوم گردد . و ديگر فريشتگان گفتند بهشت جاى پاكان است و دنيا جاى گناه‌كاران است ، حق تعالى همىخواست تا بنمايد كه نيكى و بدى بجاى تعلّق ندارد بلكه بنگاه داشت من بود ، زلّت آدم را سبب كرد در بهشت ، و باز توبه كه طاعت بود بر زمين حكم كرد ، تا جهانيان بدانند كه وى آن كند كه او خواهد . چونى و چگونگى در كار نه . و ديگر حق تعالى در ازل حكم كرده بود كه منشور زمين بنام او كند كه آدم است ، زلّت را سبب گردانيد تا بدان سبب بولايت رسد تا خلق بدانند كه اگر خواهد بسبب معصيت ولايت دهد و اگر خواهد بسبب طاعت . آنگاه چون حكم ملك تعالى بيامد ابليس لعنه اللّه بدر بهشت آمد و كسى را طلب همىكرد از جنبندگان بهشت كه ويرا شناخته بودند آنگاه كه خازن بود ، هركه را بخواند اجابت نكرد « 1 » . گفتند آن را كه حق تعالى رانده بود او را با ما سخن نبود و نخواهيم كه او را ببينيم . آخر طاوس را بديد گفت مرا بر تو حقها است كه مرا با تو دوستى بود در بهشت ، مرا در بهشت يله كن ، و مرا در خويشتن پنهان كن و پيش آدم بر ، تا حيلتى بسازم و دشمن خود را از بهشت بيرون كنم . طاوس گفت من اين نيارم كرد « 2 » ليكن تو را دلالت كنم . پس بيامد و

--> ( 1 ) - نكردند ( 2 ) - نسازم كرد