ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
16
قصص الانبياء ( فارسى )
و ديگر هرچند آتش تابانتر سوزانتر است و هرچند روشن و سپيد است سياه كننده است ، ] a 7 [ و باز خاك هرچند آتش او را سياه كرده بود چون گاهى چند به خاك دهى سپيد كند و روشن كند . پس بدان بحقيقت كه خاك نور است و آتش ظلمت . ابليس فروماند گفت پس دوزخ اختيار كردم و بفضل آدم مقر نيايم . اين بود كفر وى كه بحجت مشغول شد . آنگاه آدم ببهشت مىبود پانصد سال و فريشتگان به زمين بماندند و بآسمانها راه نيافتند ، و ميان زمين عبادت مىكنند تا روز قيامت . قصهء ششم اندر آوردن آدم ببهشت قال اللّه تعالى : يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ « 1 » . يا آدم در بهشت قرار گير با زن خويش ، و هرچه در بهشت هست ترا مباح كردم ، مىباش و مىخوار ، ليكن نگر تا گرد اين درخت نگردى و نخورى زيرا كه اگر بخورى بر خويشتن ستمكار باشى . سؤال - چه معنى بود كه همه بهشت آدم را مباح كرد و از آن يك درخت منع كرد ؟ جواب - ملك تعالى كارها بسبب كند و بىسبب نكند . اين منع از آن درخت بسبب بيرون آمدن وى كرد ، چه قضا رفته بود بيرون آمدن آدم از بهشت در ازل الازال . نكته درين آنست كه چون ميزبان كريم بود مهمان را بىعذرى و علتى و بىسببى از خانه خود گسيل نكند . اين سبب ساخت مر بيرون آمدن را . سؤال - چه بودى اگر بيرون نيامدى و آنجا قرار كردى ؟ « 2 »
--> ( 1 ) - البقرة 35 ( 2 ) - چه بودى اگر بيرون نياوردى و آنجا قرار دادى