ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

14

قصص الانبياء ( فارسى )

ابليس گفت مرا بر آدميان دست ده ، ملك تعالى گفت اگر ترا دست دهم و بريشان گمارم چه كنى . گفت از هر سوى بيايم و وسوسه كنم تا همه را بىراه كنم . قوله عز و جل : لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ « 1 » الآية گفت . از پيش ايشان بيايم تا از ايشان هيچ‌كس ساكن نبود . ملك تعالى گفت هركه ترا متابعت كند همچون تو بود دوزخى . قوله تعالى : إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ « 2 » . آنگاه ابليس گفت اى بار خدايا مؤمنان را همچنين بفريبم . ملك تعالى گفت ايشان را توفيق دهم تا طاعت كنند . ابليس گفت از طاعتشان بازدارم و در معصيت افكنم . ملك تعالى گفت در توبه برايشان بگشايم تا وقت مرگ . ابليس گفت بكوشم تا از نوبتشان بازدارم . ملك تعالى گفت يا ابليس ان تمنعهم من التوبة فكيف تقدر ان تمنعنى من الرحمة و المغفرة . ابليس دلتنگ شد و فروماند . گفت يا رب ايشان دعوى محبت تو كنند و فرمان ترا دست بازدارند ، و دعوى دشمنى من كنند و باز فرمان من كنند چه حكمت بود در آمرزيدن ايشان ؟ ملك تعالى گفت بدوستى كه مرا دارند بى فرمانى ايشان درگذارم و رحمت كنم بدشمن داشتن تو . ابليس گفت اى بار خدايا اگر از همه درمانم با ايشان دو كار بكنم دنيا را بريشان آراسته كنم و همه را بدوستى دنيا گمراه كنم . ملك تعالى گفت اى ملعون ، اگر تو با ايشان دو كار بكنى من نيز با ايشان دو كار بكنم ، گناهشان نيست كنم و همه را ببهشت فرود آرم . نكتهء لطيف آنست كه ابليس گفت : لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ « 3 » . ملك تعالى گفت : لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ « 4 » . آنگاه گفت اى بار خدايا هر كجا آدميان باشند مرا آنجا راه ده . گفت

--> ( 1 ) - الاعراف 17 ( 2 ) - الحجر 42 ( 3 ) - الحجر 39 ( 4 ) - آل عمران 195