ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

294

قصص الانبياء ( فارسى )

أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ . « 1 » معنى اين آن بود كه اين نامها از سليمانست بدعوت كردن باسلام به تو كه بلقيسى ، و هرچند نامه از سليمانست بامر اللّه و رحيم و رحمانست تا گردن‌كشى نكنى ، و قوم تو همه بگرويد و مسلمان شويد . الى آخره . پس نامه بهدهد داد گفت اين نامه بدان زن ده . سؤال : چرا سليمان نام خود پيش از نام حق ياد كرد ؟ جواب - نام خود فداى نام حق كرد ، دانست كه بلقيس كافرست خداى را ، و مرا نشناسد ، بود كه استخفاف كند ، تا استخفاف بر نام من كند نه بر نام حق . ديگر معنى آن بود كه بلقيس آدمى بود ، سليمان گفت شايد كه مرا بشناسد كه من مخلوقم همچون او ، و نامه از مخلوق بمخلوق بود تا چون نامه به دو رسد تدبير آمدن كند . ديگر گفتند نام اللّه را هيبتى بزرگ است ، و زن بيگانه بود ، و دعوت اول بايد كه از نام حق هيبت يابد ، بگريزد « 2 » . نخست نام خود ياد كرد تا بنام او قرار گيرد ، آنگاه از نام من بنام حق نگرد ، باشد كه بيايد . نامه مهر كرد از زر و بهدهد داد . قوله تعالى : اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ . « 3 » الآية . گفت اين نامه بديشان ده ، نگر تا چه گويند و كنند و باز آى و مرا خبر ده . هدهد نامه بمنقار برداشت . [ از آنجا ] كه سليمان بود تا سبا هشتاد فرسنگ راه بود . هدهد بشبانروزى آنجا رسيد بوقت گرمگاه . بلقيس هفت خانه كرده بود به يكديگر استوار . « 4 » چون وقت خواب‌گاه بودى به خانه ] a 831 [ درآمدى ، و بندها استوار كردى ، و كليدها برداشتى ، و به خانه اندرون رفتى و بخفتى . هدهد بيامد و

--> ( 1 ) - النمل 30 - 31 ( 2 ) - بيگانه است ، باشد كه بدعوت اول نيايد كه از نام اللّه هيبتش آيد ، و بگريزد . ( ن ) ( 3 ) - النمل 28 ( 4 ) - در يكديگر استوار شده